تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧١ - سوره النور(٢٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
مساء) و بىاجازت درآمدى و بسا بودى كه مرد با زن خود مباشرت كردى وى بر ايشان درآمدى حق تعالى امت پيغمبر (ص) خود را امر كرد كه اذن طلبيد در وقت دخول و بجاى تحيت كه داب جاهليت است سلام كنيد كه اين شما را بهتر از عادت جاهليت و احسن و اجمل از آن و بعضى از مفسران بر آنند كه در كلام تقدم و تاخيرى هست و تقدير اينست كه (حتى تسلموا على اهلها و تستانسوا) براى آن كه سلام پيش از استيذان است پس اول سلام بايد كرد و آن گه دستورى خواست تا بسلام كردن استيناس حاصل شود و چون استيناس بفعل آمد بدستورى بسراى بايد رفت و در خبر است كه مردى بدر حجره رسول (ص) آمد و گفت أ أدخل آيا داخل شوم و درآيم رسول (ص) امر فرمود بروضه كه جارية وى بود كه اين مرد نميداند كه دستورى چگونه بايد خواست برو وى را بياموز روضه بيامد و گفت اى مرد چون دستورى خواهى اول بگو كه
السلام عليكم أ أدخل
مرد بشنيد و آن را بگفت رسول (ص) وى را دستورى داد و در مصحف عبد اللَّه مسعود واقع شده كه (حتى تسلموا على اهلها و تستانسوا) و از ابن عباس و سعيد بن جبير روايت كردهاند كه در قرآن تستاذنوا بود و كاتب بخطا تستانسوا نوشته و اينروايت بصحت نپيوسته و نزد مجاهد و سدى استيناس بمعنى تنحنح است زينب زن عبد اللَّه مسعود روايت كرده كه عبد اللَّه مسعود چون خواستى كه در سراى درآيد گلوى پاك كردى و آواز دادى تا معلوم اهل خانه شود كه وى در سراى خواهد آمد و بعد از آن داخل شدى و جايز نيست كه در سراى نگاه كنند تا بدانند كه كسى در سراى هست تا دستورى خواهند و اگر نيست تكليف استيذان نكنند زيرا كه از حضرت رسالت (ص) روايتست كه
من اطلع فى بيت بغير اذنهم فقد حل لهم ان يفقئوا عينه
هر كه در سرايى نگرد بى دستورى ايشان اگر چيزى بر چشمش زنند و هر دو چشم او را كور كنند بر ايشان نه قصاص باشد و نه ديه سهل بن سعد روايت كند كه مردى خواست كه در بعضى از حجرهاى رسول (ص) نگرد رسول (ص) بدر آمد در دست او قضيبى سر تيز بود كه بدان حك راس فرمودى و گفت
لو اعلم انك تنظر لطعنت به فى عينك انما الاستيذان للنظر
اگر دانستمى كه تو در حجره نگريستى اين قضيب را در هر دو چشم تو زدمى پس جز اين نيست كه طلب اذن از جهت نظر كردنست و بدانكه باتفاق علماى ما استيذان واجب است و تسليم سنت و قرع باب بعنف و تصحيح بصاحب او مكروه است و چنان كه استيذان واجبست در وقتى كه كسى در خانه باشد اذن گرفتن نيز واجبست از صاحب خانه اگر كسى در آن نباشد كما قال عز و جل فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا پس اگر نياييد فِيها در خانههاى يكديگر أَحَداً يكى را كه دستورى خواهيد از او فَلا تَدْخُلُوها پس در ميائيد در آن حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ تا وقتى كه دستورى دهند شما را يعنى صاحب