تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٨ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٢٢٠ تا ٢٢٧
آمدن شيطان بر پيغمبر (ص) حيث قال وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ بجهت عدم تجانس و تناسب و اينجا نيز بجهت تاكيد آن ميفرمايد كه بگو اى محمد (ص) كسانى را كه مىگويند كه شياطين اين قرآن را بر تو القا ميكنند هَلْ أُنَبِّئُكُمْ آيا خبر كنم شما را كه از مردمان عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ بر كه فرود مىآيند ديوان تَنَزَّلُ فرمود آيند عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ بر هر دروغگويى يعنى بر آنكه اكثر قول او دروغ و افترا باشد أَثِيمٍ بزه كار مثل كاهنان كه ايشان يُلْقُونَ السَّمْعَ فرود مىآورند گوش را بسخن شياطين و فرا مىگيرند از ايشان اخبار دروغ و ديگر دروغها بآن اضافه ميكنند وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ و بيشتر اهل افك دروغگويانند در آنچه آن را بشياطين نسبة مىدهند قبل از اين گذشت كه پيش از آنكه شياطين را برجم از استماع منع كنند بر آسمان رفتندى و سخن فرشتگان شنيدندى پس اينجا حقتعالى بيان مىفرمايد كه ايشان بعضى از آنچه بر آن مطلع شدندى با چيزى ديگر اضافه كرده بكهنه گفتندى و كهنه آن را بديگران اخبار كردندى مع شيئى زايد حيث قال وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ و در زمان پيغمبر ما (ص) از استراق سمع محجوب و ممنوع گشتند و نزد مجاهد مراد باين كاهنان مسيلمه كذاب و طليحهاند و نزد بعضى ديگر شق و سطيح و غير ايشان حاصل حقتعالى بدو وجه بيان ميفرمايد كه محمد را سزاوار و لايق نيست كه شياطين بر او فرود آيند يكى آنكه تنزل ايشان بر شرير كذاب كثير الاثم است بجهة تناسب و تو ادميان ايشان و اين تواد و تناسب ميان شياطين و محمد معدوم است چه وى داعيست بدين مستقيم و طريق حق كه آن توحيد است و مانع مردمان از شرك و عبادت اصنام و شياطين مردمان را بر كفر و شرك و بتپرستى ميخوانند و ايشان را از منهج قويم منحرف ميسازند و در وادى غواية و ضلالت مياندازند پس چگونه بينهما تواد و تجانس صورت بند دوم آنكه افاكون القاى سمع ميكنند بشياطين و از ايشان اخذ ظنون و امارات مينمايند بجهت نقصان علم ايشان پس بر حسب تخيلات خود ضم ميكنند باشيايى كه اكثر آن مطابق واقع نيست هم چنان كه در حديث واقع شده كه
الكلمة يحفظها الجنى فيقرؤها فى اذن وليه فيزيد فيها اكثر من مائة كذبة
يعنى يك كلمه كه جنى آن را حفظ كند از ملائكه و در گوش دوست خود كه كاهن است جاى دهد آن كاهن زياده از صد كلمه بر آن زياد كند و بمردمان بگويد و محمد (ص) نه چنين است چه او اخبار ميكند از مغيبات كثيره كه بيحد و حصر است و همه مطابق واقع و بعضى اكثر را بكل تفسير كردهاند لقوله تعالى كل افاك يعنى همه ايشان بصفت كذب موصوفاند و اظهر آنست كه اكثريت به