ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٢٨ - باب دعا دنبال نمازها
«بار خدايا بيامرز براى من آنچه پيش كردهام و آنچه بتأخير انداختهام و آنچه نهان كردم و آنچه عيان نمودم، و اسراف مرا در باره خودم بيامرز و آنچه تو بدان داناترى، بار خدايا تو پيش اندازى، و تو پساندازى، معبودى جز تو نيست، بحق دانائيت بر غيب و توانائيت بر همه خلق (سوگند) تا آنگاه كه زندگى را برايم بهتر دانى مرا زنده دار، و آنگاه كه مرگ را برايم بهتر دانى جانم را بگير، بار خدايا من از تو خواهم ترس از تو را در پنهانى و عيان، و سخن حق را در حال خشم و خشنودى، و ميانه روى را در حال فقر و توانگرى، و از تو خواهم نعمتى كه فانى نشود و روشنى چشمى كه منقطع نگردد و از تو خواهم راضى بودن بقضا و ميمنت مرگ را پس از زندگى، و گوارائى زندگى را پس از مرگ و لذت ديدارت و شوق زيارت و لقايت را بىآنكه زيانى ضرر زننده يافتهاى گمراهكننده بمن رسد، بار خدايا ما را بآرايش ايمان بياراى، و راهنمايانى هدايت شده قرارمان ده، بار خدايا ما را در زمره كسانى كه رهبرى كردى رهبرى فرما، بار خدايا من از تو خواهم تصميم بپايدارى در كار و براه راست شدن را، و از تو خواهم توفيق شكرگزارى نعمتت و عافيتى نيكو و پرداخت حقت را، و از تو خواهم بار پروردگارا دلى سالم و زبانى راستگو و از تو آمرزش خواهم از آنچه ميدانى و از تو خواهم بهتر آنچه دانى، و پناه برم بخودت از بدى آنچه (نسبت بمن) ميدانى زيرا كه تو ميدانى و ما نميدانيم و توئى علام الغيوب».
٧-
سيف بن عميره گويد: شنيدم از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود: جبرئيل عليه السّلام آنگاه كه يوسف در زندان بود نزد وى آمد و باو گفت: اى يوسف در عقب هر نمازى بخوان (اين