ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣٢ - باب اصحاب اعراف
باب اصحاب اعراف
١-
زراره گويد: امام باقر عليه السّلام بمن فرمود: چه گوئى در باره اصحاب اعراف؟ عرضكردم:
اينها نيستند جز اينكه يا مؤمنند و يا كافرند، اگر ببهشت روند مؤمنند و اگر بدوزخ روند كافرند فرمود:
نه بخدا سوگند نه مؤمنند و نه كافر، و اگر مؤمن بودند ببهشت ميرفتند چنانچه مؤمنان بروند، و اگر كافر بودند بدوزخ ميرفتند چنانچه كافران روند، ولى اينان مردمانى هستند كه كارهاى نيك و كارهاى بدشان برابر بود، و كردار نيك آنها را (ببهشت) نرساند، و آنها چنانند كه خداى عز و جل فرموده است، من عرضكردم: آيا ايشان از اهل بهشتند يا از اهل دوزخ؟ فرمود: آنها را واگذار همان جا كه خدا واگذارده (يعنى كارشان با خدا است)، من عرضكردم: آيا كار آنها را بتاخير اندازى؟ فرمود: آرى بتأخير اندازم چنانچه خداوند كارشان را بخود (و سرانجام نامعلومى) واگذار كرده، اگر خواهد برحمت خود آنها را ببهشت برد، و اگر خواهد آنان را بسبب گناهانشان بدوزخ كشد و ستم بآنها نكرده است، پس عرضكردم:
آيا كافرى ببهشت رود؟ فرمود: نه عرضكردم: آيا بجز كافر كسى بدوزخ رود؟ گويد: فرمود: نه مگر اينكه خدا خواهد، اى زراره من گويم: آنچه خدا خواهد و تو نميگوئى: آنچه خدا خواهد همانا چون تو بزرگ شوى از اين حرف برگردى و عقدههاى دلت باز شود.
توضيح
- اين قسمتى از حديث مفصلى است كه تمامى آن در باب ضلال گذشت.