ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٩ - تفسير كفتار حضرت ابراهيم و يوسف عليهما السلام
حضرت صادق (كه اين كلام را شنيد) فرمود: اى صيقل نزد شما در اين باره چيست؟ گويد: عرضكردم:
نزد ما جز تسليم چيزى نيست، گويد: پس آن حضرت فرمود: خداوند دو چيز را دوست دارد و دو چيز را دشمن دارد، دوست دارد خرامندگى (و با تبختر راه رفتن) را در ميان دو صف (از لشكر اسلام و كفر) و دوست دارد، دروغ گفتن را در جاى اصلاح (بين دو نفر يا دو جمعيت از مسلمانان) و دشمن دارد خرامندگى در راهها و كوهها را، و (هم چنين) دشمن دارد دروغ گفتن را در غير مقام اصلاح، بدرستى كه ابراهيم عليه السلام كه فرمود: «بلكه بزرگ ايشان اين كار را كرده است» بخاطر اصلاح (حال بت پرستان و نجات آنها از گمراهى) بوده، و راهنمائى (كردن آن جماعتى) باينكه آن بتان نمى توانند كارى انجام دهند و يوسف عليه السلام نيز بخاطر اصلاح (حال فاميل خود يا ديگران آن كلام را) فرمود.
توضيح
- در اينكه دروغ از محرمات است بحثى نيست و چنانچه شيخ انصارى رضوان اللَّه عليه فرموده است: حرمت آن بضرورت عقول و اديان و ادله اربعه ثابت است، لكن در دو جهت بحث شده:
يكى اينكه آيا از كبائر است يا نه، ديگر در ذكر جاهائى كه دروغ جايز است اما در جهت اول چون بحث در آن خارج از وضع ترجمه و توضيح اين روايت است خوددارى مىشود و براى توضيح بيشتر در اين باره خوانندگان محترم بمتاجر شيخ (ره) مراجعه فرمايند، و اما در جهت دوم آنچه از اخبار (كه پاره از آنها نيز پس از اين بيايد) و كلمات فقهاء و دانشمندان استفاده مىشود آنست كه دروغ در سه يا چهار مورد جايز است، اول: در مورد اضطرار و ناچارى مانند آنكه ضررى بمال يا جان يا آبروى كسى متوجه گردد و براى دفع آن راهى جز دروغ نداشته باشد كه در چنين مورد گذشته از آيات و روايات اجماع قائم است بر جواز دروغ براى دفع آن و مشهور بر آنند كه اگر قدرت بر توريه (و حقيقت پوشى بطورى كه دروغ هم نگويد) داشته باشد بايد توريه كند، زيرا در چنين صورتى اضطرارى بر دروغ ندارد، دوم در صورتى كه قصد اصلاح و سازش دادن ميانه دو مسلمان يا دو جمعيت از مسمانان را داشته باشد كه در چنين صورت نيز فقهاى عظام بر طبق رواياتى كه آمده است دروغ را جايز ميدانند، سوم در مورد حيله و نيرنگ در جنگ با دشمنان كه آن را جايز دانستهاند مانند اينكه بآنها بگويد: فرمانده شما مرد، يا بگويد: فردا براى ما كمك مىآيد و امثال اينها چهارم- در مورد وعده مرد بزن خود كه در اين مورد نيز دروغ را جايز دانستهاند.
و بعضى آن را مقيد بزن تنها نيز نكردهاند بلكه در مطلق خانواده و اهل ايشان (طبق پاره از روايات وارده) جايز ميدانند. و آنچه در توضيح اين روايت اكنون مورد بحث ما است مورد دوم است كه شخص از روى اراده اصلاح مرتكب دروغ شود.