ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣١٨ - شرح دعاى «اللهم ان عرضى لك اليوم »
شما عاجزيد كه چون أبى ضمضم باشيد كه هر گاه از خانه بيرون ميرفت ميگفت: بار خدايا من آبروى خود را بمردم صدقه دادم يعنى من در باره آن روز قيامت داد خواهى نكنم، و اين باعث نشود كه غيبت آن حضرت بر مردمان حلال شود زيرا بمجرد مباح كردن انسان آبروى خود را براى مردم حقش ساقط نشود زيرا اين گذشت از چيزى است كه هنوز ثابت نشده، جز اينكه وعدهاى است كه سزاوار است بدان وفا كند خصوص اگر براى خدا قرار دهد.
مجلسى (ره) باين كلام فيض (ره) ايراد كند: كه در خصوص مورد حديث كه امام عليه السلام است عفو و گذشت سودى ندارد زيرا مذمت و غيبت امام كفر است و گذشت آنها در رفع عقاب سودى ندارد، و شفاعت او را هم نكنند زيرا شفاعت نكنند جز از كسى كه خدا از او خوشنود باشد و كافر پسنديده نزد خداوند و مورد خشنودى نيست.
و برخى از حاشيه نويسان وافى گويد: وجه مباح نبودن آبروى مردم نه آنست كه فيض (ره) گفته است بلكه شايد وجهش اين باشد كه غيبت چون از فواحش ديگرى است كه شارع بانجام آن در خارج بهيچ گونه راضى نيست مانند زنا و محرمات ديگر، و اين مانند آنست كه كسى بگويد: من بر تو مباح كردم كه مرا بكشى، يا دست مرا جدا كنى، پس چنانچه آن جايز نيست اين نيز روا نيست، زيرا غيبت و مانند آن داراى دو جنبه است يكى حق خدائى و ديگر حق بنده و با اسقاط حق بنده حق خداوندى ساقط نگردد.
٣-
ابو حمزه گويد: اجازه شرفيابى از حضرت باقر عليه السلام خواستم (ديدم) آن حضرت بنزد من بيرون آمد و لبانش ميجنبد، باو عرضكردم (كه آنچه ميفرمودى چه بود) فرمود: آن را متوجه شدى اى ثمالى؟ عرضكردم: آرى فدايت شوم، فرمود: همانا بخدا سوگند من بكلامى تكلم كردم كه هيچ كس بدان لب نگشايد جز اينكه خدا كفايت كند از كار دنيا و آخرتش آنچه كه او را اندوهگين ساخته، گويد:
عرضكردم: مرا از آن آگاه فرما، فرمود: آرى هر گه بگويد هنگامى كه از خانهاش بيرون آيد:
«بسم اللَّه حسبى اللَّه توكلت على اللَّه، اللهم انى أسألك خير امورى كلها و أعوذ بك من خزى الدنيا و عذاب الآخرة»
خداوند او را از آنچه اندوهگينش كرده از كارهاى دنيا و آخرتش كفايت كند.