ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١١ - باب صفت نفاق و منافق
كرده، يا مقصود دين و شريعت اوست در ميان بندگان تا بعبوديت او اعتراف كنند، يا مقصود امر تكوينى است كه دلالت بر كمال قدرتش كند.
«و اشرف نوره»
يعنى اضافه فرمود نور وجود» علم و كمالات را بر جميع مواد قابله بحسب قابليت و استعدادشان، و گفته شده: مقصود از علم نور اوست كه در دلهاى عارفان انداخته، و يا برهانهائى است كه راهنمائى بر وحدانيت و بزرگى ذات و صفاتش كنند، يا نبوت محمد (ص) است و يا نور ولايت است كه در قرآن بدان اشاره شده است كه فرمايد «ميخواهند با دهانهاى خويش نور خدا را خاموش كنند و خدا تمامكننده است نور خويش را اگر چه بد دارند كافران» (سوره صف آيه ٨).
«و همين كتابه»
يعنى كتابش حافظ و شاهد و رقيب بر همه چيز است زيرا بيان هر چيزى در آن است، يا اينكه بر ديگر كتابها ناظر و رقيب است زيرا گواه بر صحت آنها است، و اين معناى دوم روشن است زيرا اشاره است بگفتار خداى تعالى: «و فرستاديم بر تو كتاب را بحق تصديقكننده آنچه پيش روى اوست از كتاب و نگهبانى بر آن ....» (سوره مائده آيه ٤٨) كه بيضاوى گويد: يعنى رقيب بر ساير كتابها كه آنها را از تغيير نگهدارد و بثبات و درستى آنها گواهى دهد.
«و الذنب فتنة»
يعنى گمراهى از حق، يا امتحان و آزمايش است، زيرا همه تكاليف وسيله آزمايش بندگان است يا سبب مفتون شدن بدنيا و تسلط شيطان بر او است، و در قاموس گفته است: «فتنته بمعناى آزمايش و دلدادن بچيزى و گمراهى. و گناه، و كفر. و فضيحت. و عذاب. و گمراه كردن. و ديوانگى و محنت. و مال و اولاد، و اختلاف مردمان در آراء است» و بيشتر اين معانى (كه در قاموس گفته) در اينجا مناسب است.
اين بود شرح قسمتى از اين حديث شريف و براى اطلاع از شرح تمامى حديث بمرآة العقول مراجعه شود.
٢-
محمد بن فضيل گويد: بحضرت أبى الحسن عليه السّلام نوشتم و از مسألهاى از او پرسش كردم در پاسخ بمن نوشت: «همانا منافقان نيرنگ ورزند با خدا و اوست فريب دهنده ايشان و هر گاه برخيزند بسوى نماز برخيزند سرگران خودنمائى كنند بمردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى، در اين ميانه سرگردانند نه بسوى اينانند و نه بسوى. آنان و هر كه را خدا گمراه سازد براى او راهى نيابى» (سوره نساء آيه ١٤٢- ١٤٣) اينها نه از كفارند و نه از مسلمانان، اظهار ايمان كنند و بسوى كفر و تكذيب روند، خدا آنها را لعنت كند.