ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٨٥ - باب نادر
شرح
- مجلسى (ره) گويد: اينكه پيمانشكنى با ذميان سبب غلبه آنها شود براى آنست كه چون بنقض عهد مخالفت با خداوند كنند بجهت اظهار تسلط، خدا نيز خلاف مقصودشان را پيش آورد، چنانچه منع از زكاة بخاطر و ثروتمند شدن پس خدا بركت آن را ميبرد و آنها را نيازمند كند.
باب نادر
١-
ابن ابى يعفور گويد: شنيدم از حضرت صادق عليه السلام كه مىفرمود: خداى عز و جل فرمايد:
همانا بندهاى از بندگان مؤمن من گناهى بزرگ كند كه مستوجب كيفر و عقوبت من در دنيا و يا در آخرت شود و من آنچه صلاح آخرت او در آنست برايش منظور كنم پس در عقوبت دنيايش شتاب كنم تا او را بدين گناه كيفر دهم، و يا اينكه اندازه كيفر او را معين كنم و بدان حكم كنم و آن را بدون اجرا موقوف گذارم و اجراى آن را بمشيت خود واگذارم و بنده من آن را نميداند، و بارها در باره اجراى آن مردد گردم سپس خود دارى كنم و اجرا نكنم زيرا بدآمدن او را خوش ندارم و از بدحال كردن او كنارهگيرى كنم، و بگذشت و نديده گرفتن آن گناه بر او منت نهم (و بالاخره آن را ببخشم) زيرا دوست دارم نمازهاى نافله بسيارى كه بسبب آنها در شب و روز بمن تقرب مىجست پاداش دهم، پس اين بلا را از او بگردانم با اينكه آن را مقدر كرده و بدان حكم كرده بودم و موقوف گذارده بودم و اجراى آن بستگى بمشيت من داشت، سپس (باين هم اكتفا نكنم) و اجر بزرگ نزول اين بلائى كه از آن معاف شده است برايش بنويسم و ذخيره كنم، و مزدش را وافر كنم با اينكه خود او بدان آگاه نيست (زيرا آزار آن بلا باو نرسيده است، و منم خداوند كريم مهربان و رحيم.
توضيح
- مجلسى (ره) و فيض (قده) گفتهاند «واو» در:
«في الدنيا و الآخرة»
و هم چنين در
«و اقدر عقوبة ....»
بمعناى «أو» است.