ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٤ - شبهة زراره درباره اهل سنت و جواب امام عليه السلام
كردند آن دو زن» چه نظر دارى؟ (آيا خداوند) مقصودى جز فاحشه (يعنى زنا) ندارد؟ (اين طور نيست بلكه مقصود از خيانت شرك و كفر باطنى است و آن دو پيغمبر، آنها را بزنى گرفته بودند) و رسول خدا (ص) بفلانى (يعنى عثمان) زن داد (در صورتى كه مطلب در اينجا بعكس آنچه تو در باره خود رسول خدا و زنانش گوئى بوده)؟ گويد: عرضكردم: خداوند كار شما را به نيك گرداند- (بالاخره) چه دستورى بمن فرمائى؟
آيا بروم و بدستور شما (از اينها) زن بگيرم؟ بمن فرمود: اگر اين كار را ميكنى بتو سفارش كنم كه از زنهاى بىتميز و ساده بگيرى، عرضكردم: زنهاى بىتميز و ساده كيانند؟ فرمود: پردهنشينان پارسا.
عرضكردم: آنكه بر كيش سالم بن أبى حفصه است؟ فرمود: نه؛ عرضكردم: آنكه بر كيش ربيعة الرأى است؟
فرمود: نه.
(مترجم گويد
: سالم بن أبى حفصه از رؤساى زيديه است و در روايات حضرت صادق عليه السّلام او را لعن و تكذيب و تكفير كرده، و ربيعه فقيه اهل مدينه بوده و چون برأى خود فتوى ميداده او را ربيعة الرأى ناميدهاند).
(سپس فرمود:) ولى تزويج كن دختران جوانى كه در تحت سرپرستى پدرانشان هستند و اظهار كفرى نكنند و اطلاعى هم از آنچه شما دانيد (و اعتقاد شما بامامت ما) ندارند، عرضكردم: جز اينست كه آن دختر هم يا مؤمن است و يا كافر؟ فرمود: او نماز ميخواند و روزه ميگيرد و از خدا ميترسد ولى عقيده شما را نميداند؟ عرضكردم: بتحقيق خداى عز و جل فرموده است: «او است آنكه شما را آفريد پس برخى از شما كافر است و برخى مؤمن» (سوره تغابن آيه ٢- مقصود زرارة اين است كه مردم از اين دو دسته خارج نيستند) نه بخدا سوگند كسى از مردم نيست كه نه مؤمن باشد و نه كافر (و واسطهاى در بين نيست؟) گويد: حضرت باقر عليه السّلام فرمود: اى زراره گفتار خداوند از گفته تو راستتر است، آيا ديدهاى گفتار خداى عز و جل را كه فرمايد: (سوره توبه آيه ١٠٢) «در آميختند كردار نيك را با كردار بد اميد است كه خداوند توبه آنها را بپذيرد» (زراره گويد): همين كه فرمود: «عسى»: اميد است كه» من عرض كردم: آنها هم نيستند جز مؤمن و يا كافر (يعنى زراره صبر نكرد تا امام عليه السّلام آيه را تمام كند و عقيده خود