ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٠٠ - باب كسى كه مردم را عيب كند (يا عيب مردمان گويد)
ممكن است جمع ميان اين اخبار باينكه گوئيم اخبارى كه دلالت بر عدم حساب دارد حمل بر مؤمنين شود، و اخبار حساب حمل بر غير آنها شود چنانچه ظاهر بيشتر اخبار است، يا اخبار عدم حساب حمل شود بر آنچه در ضروريات صرف گردد، و اخبار حساب بر آنچه بيش از ضرورت باشد، چون جمع مال بيش از اندازه حاجت و صرف آن در غير مورد ضرورت.
باب كسى كه مردم را عيب كند (يا عيب مردمان گويد)
١-
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: همانا ثواب نيك رفتارى زودتر از هر كار خيرى رسد، و عقوبت ستم و تعدى بمردم زودتر از هر بدى آيد، و همين عيب براى مرد بس است كه از مردمان ببيند چيزى را كه از (ديدن) آن چيز در خودش كور است، يا مردم را بكارى سرزنش كند كه خودش نتواند آن را واگذارد، يا همنشين خود را بچيزى كه بكار او نخورد آزار دهد.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: ظاهر اين است كه مراد از «بر» احسان بديگرى است و گاه بهر كار خيرى اطلاق شود، و مقصود از «بغى» ظلم و دست درازى بمردم است و گاهى بر زنا اطلاق شود، و ظاهر در اينجا همان معناى اول است، و ممكن است مقصود خروج بر امام باشد ...، تا آنكه گويد:
سپس ظاهر اين است كه مقصود از آن چيزى كه از ديدن آن در خود كور است، يا خودش استطاعت ترك آن را ندارد اعم است از اينكه از جنس عيب ديگران باشد يا نباشد .... و گفتار آن حضرت كه فرمود:
«يا همنشين خود را بچيزى كه بكار او نخورد بيازارد» يعنى چيزى كه براى او مهم نيست و سودى ندارد چه براى خودش و چه براى همنشينش و ممكن است مقصود پر گفتن و بيهوده گفتن باشد، زيرا كه آن همنشين خردمند را آزار دهد.
٢-
ابو حمزه گويد: از حضرت على بن الحسين عليهما السلام شنيدم كه ميفرمود: رسول خدا (ص) فرموده: همين عيب براى مرد بس است كه ببيند از مردمان چيزى را كه در خود نبيند، و همنشين خود