ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢١٨ - چرا بسيارى از دعاها باجابت نرسد
ابر محل و مظنه باران است ... تا اينكه گويد: و گفته شده: اينكه تشبيه بابر فرموده اشاره باينست كه ابر محل باران است جز اينكه روى نبودن مصلحت گاهى باران نبارد، دعا نيز اين چنين است كه گاهى روى نبودن مصلحت در دنيا مستجاب نگردد ولى در آخرت عوض آن را بدهند.
٢-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: هيچ بندهاى دست بدرگاه خداى عزيز جبار نگشايد جز اينكه خداى عز و جل شرم كند كه آن را تهى بازگرداند تا اينكه از فضل رحمت خود در آن بنهد، پس هر گاه يكى از شماها دعا كرد دستش را برنگرداند تا آن را بسر و روى خود بكشد.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: شرم و حياء گرفتگى نفس است از كار بد بخاطر بيم نكوهش و چون بخداى تعالى نسبت داده شود مقصود از آن لازمه آن است كه ترك باشد يعنى خدا آن كار را نكند ...
تا آنكه گويد:
و در اينجا شبهه ايست كه بايد آن را دفع كنيم و بخاطر بسيارى از مردم بيايد و آن اينست:
كه چگونه خداى سبحان وعده اجابت داده و خلف وعده او محال است و گذشته آيات و روايات بسيارى در اين باره آمده، و دروغ از خداى تعالى و حجتهاى او عليهم السلام ممتنع است (پس چگونه است كه بسيارى از دعاها باجابت نرسد)؟
و جواب از اين اعتراض را ممكن است بچند وجه گفت:
اول: اينكه وعده خدا مشروط بمشيت است يعنى اگر بخواهم اجابت كنم و بهمين دلالت كند گفتارش كه (در سوره انعام آيه ٤١) فرمايد: «و برطرف كند آنچه را بدرگاه او دعا كنيد اگر بخواهد».
دوم: اينكه مقصود از اجابت كه خداوند و حجج او فرمودند لازمه آنست كه آن توجه و استماع دعا است يعنى فورا شنيده شود و مورد توجه قرار گيرد ولى در دادن آنچه را خواهد تأخير كند تا باز او را بخواند و آوازش بشنود چون آن را دوست دارد.
سوم: اينكه اجابت مشروط بمصلحت و خير بودن براى دعاكننده است زيرا خداى حكيم بدلخواه بندگان از آنچه خير و صلاح آنها است دست برندارد.
چهارم: لازم نيست اجابت دعا فورى باشد و ممكن است دعا مستجاب شده باشد ولى ظهور آثار آن روى پارهاى از مصالح بمدت زيادى تأخير افتد، چنانچه در تفسير گفتار خداى تعالى: قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما كه خدا بموسى و هارون كه دعا كردند پروردگارا اموال ايشان را تباه سازد .. خطاب فرمود:
«كه همانا مستجاب شد دعاى شما» (سوره يونس آيه ٨٩) حديث شده كه فرمودند: ميان اين خطاب و