ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٣ - باب كسى كه مسلمانان را آزار كند و خوارشان شمارد
يا غير مستمند، پيوسته خداى عز و جل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه كه از خوار شمردن آن مؤمن برگردد.
٥-
معلى بن خنيس گويد: شنيدم از حضرت صادق عليه السلام ميفرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد:
هر كه بيكدوست من اهانت كند بجنگ با من كمين كرده، و من بيارى دوستانم از هر چيز شتابانترم.
٦-
و نيز گويد: از آن حضرت شنيدم كه فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: خداى عز و جل فرموده:
آشكارا بجنگ با من برخاسته آن كس كه بنده مؤمن مرا خوار كند.
٧-
حماد بن بشير گويد: شنيدم از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود: رسول خدا (ص) فرموده خداى عز و جل فرمايد: هر كه بدوستى از من اهانت كند بتحقيق براى جنگ با من كمين كرده است، و هيچ بنده بچيزى بمن تقرب نجويد كه نزد من محبوبتر از آنچه بر او واجب كردهام باشد، و همانا او بوسيله نماز نافله بمن نزديك شود تا آنجا كه من او را دوست بدارم، و هنگامى كه او را دوست بدارم گوش او شوم همان گوشى كه با آن ميشنود و چشم او گردم همان چشمى كه با آن ببيند، و زبانش شوم همان زبانى كه با آن سخن گويد، و دست او گردم، همان دستى كه با آن بگيرد، اگر مرا بخواند اجابتش كنم، و اگر از من خواهشى كند باو بدهم، و من در كارى كه انجام دهم هيچ گاه ترديد نداشتهام مانند ترديدى كه در مرگ مؤمن دارم، (زيرا) او مرگ را خوش ندارد، و من ناخوش كردن او را.