ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٢ - شبهة زراره درباره اهل سنت و جواب امام عليه السلام
فرمود: سبحان اللَّه: اين گفتار خوارج است، سپس فرمود: اگر بخواهيد آگاهتان كنم؟ من عرضكردم: نه، پس فرمود: همانا براى شما بد است كه چيزى را تا از ما نشنيدهايد بگوئيد، گويد: من فهميدم كه حضرت ما را بگفتار محمد بن مسلم واميدارد.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: عقيده صاحب بريد اين بوده كه هر كه امر امامت را نشناسد چه حجت بر او قائم شود و چه نشود، و چه انكار هم بكند يا نكند كافر است، ولى عقيده محمد بن مسلم اين بوده كه در صورتى كافر است كه انكار كند، و اگر انكار نكند كافر نيست، و اين همان واسطه بين ايمان و كفر است كه مستضعف و گمراه ناميده شود، و گويا مقصود از كافر در اينجا كسى است كه احكام كفر مانند نجاست و عدم جواز مباشرت و نكاح و غير آن بر او بار باشد چنانچه برخى از اصحاب گفتهاند و گر نه در استحقاق عقوبت و خلود برخى از آنان در آتش خلافى نيست.
و اين كه حضرت فرمود: «اين گفتار خوارج است» زيرا آنها گويند: هر كه گناه كبيره كند و اصرار بر صغيره كند كافر است و از اسلام بيرون رود و سزاوار كشتن است، و از اين رو بكفر امير المؤمنين عليه السّلام در قصه حكميت حكم كنند، با اينكه خود آنها حضرت را بر قبول حكميت واداشتند، و او را مجبور بر قبول حكم آن مرد احمق و جائر و دشمن امير المؤمنين عليه السّلام كردند، و با اينكه آن بزرگوار بطور مطلق بحكم آنان رضا نداد، بلكه در صورتى كه بر طبق كتاب و سنت حكم كنند رضايت داد، و آن دو ملعون بر خلاف كتاب و سنت حكم كردند و آنچه آن حضرت عليه السّلام انجام داد معصيت نبود و تفصيل اين مطلب را در كتاب كبيرمان گفتهايم. و فيض (ره) گويد: اين كه راوى حاضر نشد كه حضرت صادق عليه السّلام بحق آگاهشان كند براى اين بود كه دانست كه حضرت بر خلاف عقيده او بگويد، و آنگاه نزد آن دو نفر كه طرف نزاعش بودند رسوا شود از اين رو حاضر نشد و شايد پيش خود مطلب را قبول كرده بود و از حرف سابقش برگشته است.
٢-
زراره گويد: بحضرت باقر عليه السّلام عرضكردم: چه فرمائى در باره زناشوئى با اين مردم (كه قائل بامامت شما نيستند يعنى سنيها) زيرا من باين سن كه مىبينيد رسيدهام و هنوز زن نگرفتهام؟
فرمود: چه چيز جلوگيريت كرده از ازدواج؟ عرضكردم: چيزى جلوگيريم نكرده جز اين كه ميترسم