ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩ - باب طمع
شرح
- مجلسى عليه الرحمة (در اين جمله كه فرمايد): خداوند پريشانى را جلوى چشمش نهد گويد: زيرا هر چه از دنيا بدست او رسد بهمان اندازه حرصش افزون گردد و نيازش زياد شود، يا بخاطر كمى توكل او بر خدا برخى از درهاى روزى بر او بسته گردد، (و اينكه فرمود): خداوند توانگرى در دلش نهد، يعنى بوسيله توكل بر خدا، و بيرون بردن حرص و دوستى دنيا از دلش، او را بىنياز كند.
١٦-
و نيز آن حضرت عليه السّلام فرمود: هر كه بيشتر بدنيا آلوده است هنگام جدائى از آن افسوسش سختتر است.
١٧-
عبد اللَّه بن يعفور گويد: شنيدم از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود: هر كه دل بدنيا بندد به خصلت دل بسته است: اندوهى كه پايان ندارد. و آرزوئى كه بجنگ نيايد، و اميدى كه بدان نرسد.
شرح-
مجلسى (ره) گويد: زيرا آنچه فرا خور حرص او است براى او فراهم نگردد، و از آفات و مصائب آن نتواند دورى كند، پس هميشه در غم و اندوه آنچه از دستش رفته و آنچه برايش فراهم نگشته ميباشد.
باب طمع
١-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: چه زشت است براى مؤمن كه ميل و رغبتى در او باشد كه او را خوار كند.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: مقصود رغبت بمردم است بخواهش كردن از ايشان، و اين است آن رغبتى كه باعث خوارى و ذلت است و اما رغبت بجانب پروردگار متعال پس آن عين عزت است.
٢-
از حضرت باقر عليه السّلام روايت كنند كه فرمود: چه بد بندهايست آن بنده كه در او