ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤٩ - باب سهو دل (و غفلت و فراموشى آن)
آيا تو در نفس خودت چنين چيزى را درك نكردهاى؟ فرمود: سپس از طرف خدا است كه هر طور بخواهد نقطهاى بدل زند (نقطه) كفر باشد يا (نقطه) ايمان. مانند همين خبر از محمد بن أبى عمير حديث شده است.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: مقصود از قلب (و دل) در اينجا همان نفس ناطقه انسانى است كه محل ايمان و كفر است نه آن عضو (گوشتى) صنوبرى كه در طرف چپ سينه است، و جهت اين كه بنفس ناطقه قلب گفتهاند براى انقلاب و تغيير پيدا كردن حالات او است، يا براى اينست كه تعلق نفس انسانى در اول بروح حيوانى است و آن بخاطر لطيفى است كه از قلب برخيزد. و مقصود از ساعت (كه فرمود: ساعتى از شب و روز بر دل بگذرد ...) همان ساعت غفلت از حق تعالى و مشغول بودن بما سواى اوست يعنى در آن ساعت بياد هيچ يك از ايمان و كفر نيست، يا در حالى است كه حكم بكفرش نتوان كرد و توجه بعالم قدس و حق نيز ندارد، و در معناى «نكتة» گويد: در نهاية گفته است: نكته يعنى اثر كمى مانند چركى روى آينه و شمشير و مانند آن دو، و در قاموس گويد: «نكت»: آنست كه با چوب يا چيز ديگرى بزمين بزنى كه آن اثرى بجا بگذارد، و «نكتة» بمعناى نقطه است و شبيه بچركى است كه در آئينه باشد. و مقصود از اينكه نكته از جانب خدا است باعتبار توفيق و نبودن آن از جانب خدا است كه هر دوى آنها نيز از اختيار كردن خوب و بد خود بنده است.
٢-
ابو بصير گويد: شنيدم كه حضرت باقر عليه السّلام فرمود: گاهى دل در آن (هيچ يك) از ايمان و كفر نيست، مانند يك قطعه گوشت، آيا هيچ يك از شما اين را (كه گفتم) نيافته (و درك نكرده است؟).
٣-
حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: خداوند دلهاى مؤمنان را پيچيده و بسته بايمان آفريده (يعنى مانند نامه لوله كرده و خانه بسته كه جز نويسنده نامه و صاحب خانه كسى ندادند چه در آن است) و هنگامى كه بخواهد آنچه در آنست بدرخشد بباران حكمت آبياريش كند، و بذر علم در آن بكارد، و زارع و سرپرست آن پروردگار جهانيان است.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: اين كه حضرت تعبير به پيچيدگى و بستگى دل فرمود اشاره بسهو