ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٦٠ - معناى غيبت
فرمود: و نيز آن حضرت (ص) فرموده است: نشستن در مسجد بانتظار نماز عبادت است تا حدثى از او سرزند عرض شد: اى رسول خدا حدث چيست؟ فرمود: غيبت كردن است.
شرح
- غيبت در لغت بمعناى اغتياب است و آن ياد كردن انسان است ديگرى را بچيزى كه در آن بدى اوست، جوهرى در صحاح گويد: آن است كه پشت سر شخصى عفيف سخنى گويد كه اگر بشنود غمناكش كند، پس اگر راست باشد غيبت است، و اگر دروغ باشد بهتان است» و اما در عرف شرع مجلسى (ره) و ديگران گفتهاند: غيبت در نظر شرع ياد كردن شخص معين يا آنكه در حكم معين است (مانند اينكه بگويد: يكى از دو قاضى اين شهر) در نبودن او در حال غيبتش بچيزى كه در او هست و بد دارد نسبت دادن آن چيز را، و در نزد مردم نيز نقص او محسوب گردد و قصد مذمت و نكوهش او را نيز داشته باشد، چه با زبان باشد يا باشاره يا بكنايه، گوشه زند يا تصريح كند. و غيبت از گناهان كبيره و بزرگ است چنانچه شيخ (ره) در متاجر گويد نهايت ظاهر اخبار حرمت آن را مخصوص بمؤمن فرموده، و البته بايد دانست كه در موارد زيادى غيبت را جايز دانستهاند. و از حرمت آن استثناء شده است كه براى اطلاع بيشتر خوانندگان محترم بكتاب متاجر شيخ و مرآة العقول مجلسى عليهما الرحمة و غير آنها مراجعه كنند.
٢-
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه در باره مؤمنى بگويد آنچه دو چشمش ديده و دو گوشش شنيده پس او از كسانى است كه خداى عز و جل در باره آنها فرموده: همانا آنان كه دوست دارند فراوان (يا فاش) شود فحشاء در باره آنان كه ايمان آوردهاند، ايشان را است عذابى دردناك» (سوره نور آيه ١٨).
شرح
- مجلسى (ره) گويد: مقصود اينست كه مورد آيه تنها بهتان نيست بلكه شامل حقى هم كه ديده و شنيده است مىشود.
٣-
داود بن سرحان گويد: از حضرت صادق عليه السلام از غيبت پرسيدم (كه چيست؟) فرمود: اينست كه در باره برادرت در دين او بگوئى چيزى را كه نكرده است، و بزبان او منتشر كنى چيزى را كه خداوند بر او پوشانيده بود و حدى در باره آن اقامه نكرده بود.