ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧٩ - باب (مباهله) يعنى لعن كردن و نفرين كردن بيكديگر)
على گفت: آيا مرا بنفرين خود تهديد ميكنى؟ حماد (كه راوى حديث است) گويد:
مسمعى گفت: معتب (خادم امام صادق عليه السّلام) براى من حديث كرد كه امام صادق عليه السلام در آن شب پيوسته در ركوع و سجود بود، پس همين كه سحر شد شنيدم كه در سجده ميفرمود: «بار خدايا از تو به نيروى نيرومندت و بجلالت سختت كه همه آفريدههايت در برابر آن خوارند درخواست كنم كه بر محمد و خاندانش رحمت فرستى و او را هم اكنون الساعه بگيرى»- (معتب گويد:) آن حضرت سر از سجده بر نداشته بود كه فرياد شيون از خانه داود بن على شنيديم، پس حضرت صادق عليه السّلام سر (از سجده) برداشت و فرمود: من خدا را بدعائى خواندم و خداى عز و جل فرشتهاى فرستاد كه با ميلى آهنين چنان بر سر او زد كه مثانهاش از آن ضربت شكافت و مرد.
شرح
- معلى بن خنيس غلام آزاد كرده حضرت صادق عليه السّلام بوده و از رويهمرفته اخبار استفاده شود كه از نزديكان آن حضرت و جزء محرمان اسرار بوده است، داود بن على عباسى او را گرفته بزندان افكند و از او خواست كه نام اصحاب حضرت صادق عليه السلام را فاش كند و آنها را معرفى نمايد و معلى نپذيرفت و در پاسخ گفت: اگر در زير پايم باشند تو را از نامشان آگاه نكنم، پس داود بن على دستور داد گردنش را زدند و بدارش آويختند.
باب (مباهله) يعنى لعن كردن و نفرين كردن بيكديگر)
١-
ابو مسروق گويد: بحضرت صادق عليه السلام عرضكردم: ما با مردم (در باره مذهب و امامت شما) گفتگو كنيم و با آنان احتجاج كنيم و بگفتار خداى عز و جل دليل آوريم كه فرمايد: «خدا و رسول را و اولياء امر را فرمانبريد» (سوره نساء آيه ٥٩) مردم گويند: اين آيه در باره فرماندهان قشونها نازل