ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٥ - تارك الصلاة كافر است
٤-
حمران بن اعين گويد: از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم از گفتار خداى عز و جل (كه در سوره دهر آيه ٣ فرمايد:) «همانا براه رهبريش كرديم يا سپاسگزار باشد و يا ناسپاس» در پاسخ فرمود:
يا بگيرد (و عمل كند) پس او (سپاسگزار و) شاكر است و يا وانهد (و عمل نكند) پس او (ناسپاس) و كافر است.
٥-
زراره گويد: از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم از گفتار خداى عز و جل (در سوره مائده آيه ٥ كه فرمايد:) «و آنكه كفر ورزد بايمان همانا تباه شده است كردار او» فرمود: يعنى ترك كند كردارى را كه بدان اعتراف كرده است، و از آن جمله است ترك نماز بدون كسالت و بيمارى و نه از روى اشتغال بكارى.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: بعضى گفتهاند: «باء» در آيه شريفه وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ بمعناى عوض است يعنى هر كه كفر ورزد بجاى ايمان، يا براى مصاحبت است يعنى بهمراه ايمان، پس بنا بر اول يعنى كفر بعد از ايمان و بنا بر دوم يعنى در دل منكر شود و در ظاهر اقرار كند، سپس كلام بيضاوى و طبرسى را در تفسير آن بيان كرده آنگاه گويد: مقصود امام عليه السّلام از ترك كردار كه موجب كفر است يعنى ارتكاب هر كبيره يا آن كبيرهاى كه انجام آن از نبودن يقين و استخفاف بدين خبر دهد، چنانچه از مثال زدن بترك نماز بدون عذر برميآيد.
٦-
موسى بن بكر گويد: از حضرت ابو الحسن (موسى بن جعفر) عليهما السّلام پرسيدم كفر و شرك كداميك جلوترند؟ گويد: بمن فرمود: من از تو سابقه ستيزه و مخاصمه با مردم را نداشتم؟ عرضكردم: هشام بن سالم بمن دستور داده كه اين سؤال را از شما بكنم، فرمود: كفر جلوتر است و آن انكار است خداى عز و جل فرموده: «جز ابليس كه سر پيچيد و بزرگى طلبيد و بود از كفار» (سوره بقره آيه ٣٥)
شرح
- مجلسى (ره) در آنجا كه امام عليه السّلام فرمايد: «ما عهدى بك تخاصم الناس» گويد: يعنى من نميدانستم كه تو هم با مردم بحث كنى و در افتى، يا اينكه، پيش از اين از آنان كه با مخالفين مخاصمه كنى نبودى و در اين گونه مسائل كه مورد مخاصمه ميان متكلمين است وارد نمىشدى و اين پرسش تو ميرساند كه شروع كردهاى.