ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١٣ - باب شرك
٥-
رسول خدا (ص) فرمود: منافق بمانند تنه درخت خرما است كه صاحب آن بخواهد در قسمتى از ساختمانش از آن بهرهمند گردد و در آنجا كه خواهد (بواسطه كجى) قرار نگيرد، پس بجاى ديگرش برد (آنجا نيز) قرار نگيرد، و سرانجامش اينست كه آن را به آتش بسوزاند.
٦-
و نيز آن حضرت (ص) فرمود: آنچه از خشوع بدن بر آنچه در دل است بچربد آن در نزد ما نفاق است.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: اين حديث دلالت دارد بر اينكه زيادى خشوع بدن بر خشوع قلب از روى ريا و نفاق است، و در گفتارش كه فرمود: «عندنا» اشاره است باينكه نفاق حقيقى نيست بلكه خصلت بدى است كه شبيه بنفاق است.
باب شرك
١-
بريد عجلى گويد: از حضرت باقر عليهم السلام پرسيدم: از كمترين چيزى كه بنده بدان مشرك گردد؟ گويد: فرمود: هر كه بهستهاى بگويد: سنگريزه، و بسنگريزه، بگويد: هسته، و بآن متدين گردد.
شرح
- فيض عليه الرحمة گويد: يعنى بقلب خود اعتقاد بآن پيدا كند و آن را دين خود قرار دهد و سر اينكه شرك است آنست كه به پيروى هواى نفس برگردد، و صاحب اين عقيده اگر چه خدا را عبادت كند ولى هواى نفس را هم اطاعت كند و در اطاعت براى خدا شريك قرار داده است.
٢-
ابو العباس گويد: از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم: از كمترين چيزى كه انسان بدان مشرك شود؟