ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢ - باب سفاهت
٤-
و نيز فرمود: هر كه خوى او بد است خود را شكنجه دهد.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: زيرا خودش از خويشتن در رنج است چون بر آشفتگى و حركات روحى و جسمى به تن و جانش زيان رساند، و چون غضبش فرو نشيند از كرده خويش پشيمان گردد و خود را سرزنش كند، و گذشته بدخوئيش را غالبا مردم تحمل نكنند و او را (در مقابل بدخوئيش) آزار كنند، و از او كنارهگيرى كنند و در هيچ كارى او را كمك نكنند، و چون باعث آنها خودش بوده پس گويا خودش خويشتن را شكنجه كرده.
و بايد بدانى كه با مقصود از اينخبر و مانند آن تمامى خوهاى بد باشد، مانند كبر و حسد و كينه و نظائر آنها، زيرا تمامى آنها چيزهائى است كه انسان را در مفاسد بزرگ دنيويه اندازند، و در ايمان سستى آورند، و سبب كاهش كردار گردند.
٥-
و نيز حضرت صادق عليه السّلام فرمود: خداى عز و جل به برخى از پيمبران وحى كرد: كه بدخوئى كردار را تباه سازد مانند سركه كه عسل را تباه كند.
باب سفاهت
١-
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود: سفاهت براستى خوى پستى است، صاحب آن بر زير دستش گردن فرازى كند، و بر بالا دست خود زبونى كند.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: سفاهت سبك عقلى و پيشى گرفتن در گفتار و كردار بدون تفكر است، تا آنجا كه گويد: برخى گفتهاند: سفاهت گاهى در برابر حكمتى است كه باعتدال در نيروى عقل حاصل گردد، و اين سفاهت خلقى است در نفس كه او را وادار بمسخرگى، و استهزاء و سبكسرى، و بىتابى، و چاپلوسى، و اظهار شادى در وقت ناراحتى ديگران، و حركات ناموزون، و گفتار و كردارهائى كه