ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤١ - سه جا است كه دروغ جايز است
روزى بازپرسى شود جز در سه جا يكى مردى كه در نبرد خود (با دشمنان دين) نيرنگ زند كه گناهى بر او نيست، ديگر مردى كه ميان دو كس را سازش دهد و اصلاح كند، باين برخورد كند بغير آنچه بديگرى برخورد كند، و مقصودش از اين كار اصلاح ميانه آن دو است، سوم: مردى كه بزن خود (يا خانوادهاش) بچيزى وعده دهد و قصد انجام دادن آن را نداشته باشد.
شرح
- مجلسى عليه الرحمة گويد: مضمون اين حديث مورد اتفاق ميان عامه و خاصه است سپس حديثهائى در اين باره از عامه (و اهل سنت) نيز روايت ميكند.
١٩-
حضرت صادق عليه السلام فرمود: اصلاحكننده (بين دو نفر يا دو جمعيت) دروغگو نيست.
٢٠-
عبد الاعلى مولى آل سام گويد: حضرت صادق عليه السلام براى من حديثى بيان فرمود، پس من باو عرض كردم: قربانت آيا هم اكنون براى من چنين و چنان نه پنداشتى؟ فرمود: نه، پس اين حرف بر من گران آمد، عرضكردم: آرى بخدا سوگند پنداشتى، فرمود: نه بخدا سوگند نه پنداشتم، گويد: باز بر من گران آمد عرضكردم: قربانت چرا بخدا سوگند آن را گفتى؟ فرمود: آرى آن را گفتم مگر ندانى كه هر پندارى در قرآن (بمعناى) دروغ است.
شرح
- بيشتر مواردى كه كلمه «زعم» و پندار در كلام عرب استعمال شود در مورد موضوعاتى است كه حقيقت ندارد، مانند اينكه گويند: فلان كس اين گونه مىپندارد يا ......
لفظ كنايه از دروغ است، و ديگرى گفته است: بيشتر جاها در باطل استعمال .......
كنند كه گفته است: «زعم» و «پنداشت» در خبرى گويند كه گويند نداند حق است؟؟؟؟؟؟؟
پس از نقل قسمتى از كلمات اهل لغت در اين باره (كه آنچه بيانكرديم پاره از آنها است) گويد: پس از دانستن آنچه گفته شد روشن گردد: كه كلمه «زعم» و «پنداشت» يا حقيقت لغوى يا عرفى يا شرعى در دروغ است و يا در گفتارى گويند كه از روى گمان يا وهم و بدون دانائى و بصيرت گفته شود، و نسبت دادن آن بكسى كه گفتارش جز از روى حقيقت و يقين نيست، رويه اصحاب يقين نيست، و بهمين اعتبار حضرت «پندار» و زعم را از خود نفى كرده است.