ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٢ - باب ذكر خداى عز و جل در نهان
٢-
ابى مغراى خصاف در حديث مرفوعى از أمير المؤمنين عليه السلام حديث كند كه فرمود: هر كس خداى عز و جل را در نهان ياد كند (از جمله كسانى است كه) ذكر خدا را بسيار كرده، زيرا منافقان را شيوه اين بود كه آشكارا (پيش مسلمانان) ذكر خدا ميكردند ولى در نهان ذكر خدا نميكردند، پس خداى عز و جل فرمود: «خودنمائى كنند بمردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى» (سوره نساء آيه ١٤٢).
٣-
ابن فضال در حديث مرفوعى (كه سند آن را بمعصوم رسانده) حديث كند كه خداى عز و جل بعيسى عليه السلام فرمود: اى عيسى مرا در خاطر خود ياد كن تا من نيز تو را بياد آرم، و مرا در ميان مردمان ياد كن تا من نيز تو را در ميان جمعى بهتر از جمع آدميان (يعنى فرشتگان) ياد كنم، اى عيسى دلت را براى من نرم كن و در تنهائيها بسيار مرا ياد كن و بدان كه شادى من باينست كه براى من تواضع كنى، و در اين باره زنده (دل) باش و مرده (دل و افسرده) مباش.
شرح
- مجلسى (ره) در اينكه «نفس» در اين حديث معناى آن چيست؟ وجوهى نقل كند و بالاخره آن را بمعناى ذات گرفته و همين معنا را تقويت نموده و معانى ديگر را چندان مناسب با اين حديث نداند. سپس گويد: و برخى گفتهاند: فرمايش خداوند: «اذكرك في نفسى» مقصود پاداش آن ذكر است، يعنى پاداش و ثواب ذكر تو را ميدهم و پاداش ذكر ذكر ناميده شده و مقصود ذكر در مقابل نسيان نيست، زيرا ذكر باين معنى در خدا هست چه آنكه بنده او را ياد كند و چه نكند، يا مقصود اين است كه تو را ياد كنم بطورى كه احدى مطلع نشود.
٤-
زراره از يكى از دو امام باقر و يا امام صادق عليهما السلام حديث كند كه فرمود: فرشته ننويسد جز آنچه را بشنود، و خداى عز و جل فرموده است: «و ياد كن پروردگار خويش را در درون