ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١٦ - باب شك
٨-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: هر كه مردى را در گناهى پيروى كند بتحقيق كه او را پرستش كرده است.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: و سر اين مطلب آنست كه پرستش جز خضوع و تذلل و اطاعت و انقياد نيست، و روى همين حساب خداى سبحان پيروى هواى نفس و اطاعت شيطان را پرستش آن دو ناميده در آنجا كه فرمايد: «آيا ديدى آن كس را كه برگرفت خداى خويش را هوس خويش» (سوره جاثيه آيه ٢٣) و نيز فرمايد: «آيا بشما سفارش نكرديم اى بنى آدم كه نپرستيد شيطان را كه او شما را دشمنى است آشكار» (سوره يس آيه ٦٠).
باب شك
١-
حسين بن حكم گويد: بحضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام نوشتم و از حال خود او را آگاه كردم كه من در شك افتادهام، و حضرت ابراهيم عليه السّلام بخدا عرضكرد: «پروردگارا بمن بنما چگونه مردهها را زنده ميكنى» (سوره بقره آيه ٢٦٠) و من دوست دارم كه شما (نيز براى رفع شك من) چيزى (از معجزه و دليل امامت) بمن نشان دهى، پس آن حضرت بمن نوشت: كه ابراهيم براستى مؤمن بود (و عقيده داشت) و ميخواست كه ايمانش را افزون كند، ولى تو در شكى، و در شك خيرى نيست، و نوشت: جز اين نيست كه شك تا جاييست كه يقين نيامده، و چون يقين آمد شك روا نباشد، و نوشت: بدرستى كه خداى عز و جل فرمايد:
«و نيافتيم براى بيشترشان عهدى و دريافتيم بيشترشان را نافرمانان» (سوره اعراف آيه ١٠٢) و فرمود:
اين آيه در باره شككننده نازل شده.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: غرض راوى از نقل داستان حضرت ابراهيم عليه السّلام عذرتراشى براى شك خود بوده باينكه ابراهيم با مرتبه نبوت در باره مردگان در شك بوده و از خدا چيزى براى برطرف كردن شك خود پرسش كرده، و آنچه راوى اين حديث سؤال كرده يا معجزه بوده يا دليلى بر امامت، و بنا بر اول يا حضرت معجزهاى برايش آشكار كرده و راوى بيان نكرده است، و يا آن حضرت عليه السّلام مصلحت