ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧٧ - باب فاش كردن اسرار مذهب
و بمعلى بن خنيس فرمود: فاشكننده حديث ما چون انكاركننده آن است.
٣-
ابن ابى يعفور گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه بر ضرر ما حديث ما را فاش كند خداوند ايمان او را ببرد.
٤-
حضرت صادق عليه السلام فرمود: آنكه حديث ما را فاش كند ما را بخطا نكشته است بلكه از روى عمد كشته است.
توضيح
- گويا مقصود حضرت اينست كه چون افشاء حديث ائمه اطهار و ترك تقيّه، گاهى منجر بكشتن آنها ميشده در اين صورت راويان باعث بر قتل آنها ميشدند و دانسته آنها را بكشتن ميدادند.
٥-
محمد بن مسلم گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام ميفرمود: بنده خدا روز قيامت محشور شود و (با اينكه در دنيا) دستش بخونى آلوده نشده (و خونى نريخته) باندازه يك حجامت يا بيشتر خون باو بدهند و بگويند: اين سهم تو است از خون فلان كس؟ عرض ميكند: پروردگارا تو خود ميدانى كه همانا جان مرا گرفتى (و در آن حال) من خون كسى را نريخته بودم (و هيچ خونى بگردنم نبود؟) خداوند فرمايد:
آرى تو از فلانى روايتى چنين و چنان شنيدى و بضرر او بازگو كردى، پس زبان بزبان بفلان جبار (و ستمكار) رسيد و بدان روايت او را كشت، و اين بهره تو از خون اوست.
٦-
اسحاق بن عمار گويد: حضرت صادق عليه السّلام اين آيه را تلاوت فرمود: «اين بدان بود كه كفر ميورزيدند بآيات پروردگار و ميكشتند پيامبران را بناحق، اين بدان شد كه نافرمانى كردند و بودند تجاوزكنندگان» (سوره بقره آيه ٦١) و فرمود: بخدا سوگند آنان را بدستهاى خود نكشتند و بشمشيرهاى خود نزدند بلكه حديثهاى آنان را شنيدند پس آنها را فاش كردند، و آنان را بدان سبب گرفتند و كشته شدند