ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤٥ - باب آنان كه ايمان عاريه دارند
شرح
- در قسمت اول حديث جواب و سؤال واضح است، ولى در قسمت دوم بنا بر اينكه «جمله:
قلت له: فيكون الرجل كافرا ....
» جمله استفهاميه باشد نه خبريه چنانچه ظاهر همانست، امام عليه السّلام جواب صريح به پرسش راوى نداده است بلكه بجاى آن يك قاعده كليه بيان فرموده است. مجلسى (ره) پس از احتمالاتى كه در قسمت اول و دوم حديث داده است در قسمت دوم آن چنين گويد: ظاهر اينست كه كلام سائل استفهام (و پرسش) باشد، و حاصل جواب (و پاسخ) اينست كه خداى تعالى بندگان را بر فطرتى آفريده كه قابل پذيرش ايمان است، و بوسيله فرستادن رسولان و برپا داشتن حجتهاى خود بر همه آنها حجت را تمام كرده، پس هيچ كس در قيامت حجتى بر خدا ندارد، و أحدى از آنها مجبور بر كفر نيست نه از نظر آفرينش و نه از نظر كوتاهى كردن در هدايت و راهنمائى و برپا داشتن حجت، ليكن برخى مشمول لطف خاص پروردگار شدند و همان باعث تأييد آنها در ايمانشان شد، و برخى بواسطه سوء اختيار خودشان سزاوار لطف خاص او نشدند و كافر شدند در عين حال مجبور بكفرهم نبودند و همين معناى «امر بين امرين» است كه بارها گفتهايم.
و محتمل است كه مقصود از فرمايش آن حضرت «
فمنهم من هدى اللَّه ...
» اين باشد كه برخى از اين هدايت عامه بهرهمند شدند و برخى بهرهمند نشدند و اين معنى بمسلك متكلمين موافقتر است، و معناى اول با اخبار ديگر سازگارتر است، و اللَّه اعلم بحقيقة الاسرار.
باب آنان كه ايمان عاريه دارند
١-
محمد بن مسلم از يكى از دو امام باقر و يا امام صادق عليهما السّلام حديث كند و گويد: شنيدم كه ميفرمود: همانا خداى عز و جل خلقى را براى ايمان ثابت آفريده كه ايمانشان زوال ندارد، و خلقى را براى كفر آفريده كه كفرشان زوال ندارد، و خلقى را ميانه اين دو آفريده، و ببرخى از ايشان ايمان را بعاريت داده، كه اگر بخواهد براى آنها بپايان رساند ميرساند، و اگر بخواهد از ايشان بگيرد ميگيرد، و فلان كس از آنها بود كه ايمانش عاريت بود.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: گفته شده است: كه «لام» در «للايمان» لام عاقبت است يعنى خلقى آفريده كه سرانجام و عاقبت آنها در علم ازلى ايمان است و زوال در ايمانشان نيست و آنها پيمبران و اوصياء