ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٠٥ - باب ستونهاى كفر و شعبه هاى آن
پس هر كه جفا كند حق را كوچك شمرده، و فقهاء را دشمن داشته، و بر گناه بزرگ اصرار كرده است، و هر كه كوردل شود ذكر (حق) را فراموش كند، و (در اصول دين يا در تمام احكام آن) پيروى از گمان كند، و با آفريننده خود جنگ كند، و شيطان بر او چيره گردد، و بدون توبه (و پشيمانى از كرده خويش) و (هم چنين) بدون زارى (در طلب آمرزش) و بدون غافل نبودن از گناه (از خدا) آمرزش خواهد.
و هر كه غفلت كند بر خود خيانت كرده (و خود را بهلاكت افكنده، و از دين حق) بپشت برگشته، و گمراهى خود را رشد و صلاح پنداشته، و آرزوها (و وعدههاى دروغين شيطان) او را فريب دهد (و سرگرم كند) و حسرت و پشيمانى در هنگامى كه كار از كار بگذرد و پرده برداشته شود او را فراگيرد، و برايش آشكار گردد كه آن طور كه او ميپنداشت نبوده. و هر كه از فرمان خدا سركشى كند بشك افتاده، و هر كه بشك افتد خدا بر او بزرگى (و غضب) كند، و او را بسلطنت (و قدرت) خود خوار سازد، و (نزد خلايق) بوسيله جلال (و عظمت) خود او را كوچك كند چنانچه بپروردگار كريم خود فريفته شده و مغرور شود (و كرم او را دستاويز كرده) و در فرمان او كوتاهى كند.
مجلسى (ره) از برخى از افاضل نقل كند كه گفته است
«از مغرورين آنانند كه حشر و نشر را منكر شوند، و از آن جمله هستند:
كسانى كه پندارند تهديد بپيغمبران از براى بيم دادنست و كيفرى در آخرت نيست.
و كسانى كه گويند لذتهاى دنيا يقينى است و كيفر آخرت مشكوك و يقين را بخاطر شك رها نكنند.
و كسانى كه نافرمانى كنند و گويند خداوند غفور و رحيم است.
و كسانى كه پندارند دنيا نقد است و آخرت نسيه و نقد از نسيه بهتر است.
و كسانى كه بخودشان و كردارشان مغرور و از آفات آن غافل باشند.
و كسانى كه بعلم خود مغرور شوند، آنكه پندارد كه بحد كمال رسيده و مانندش كسى نيست گويا آنچه در باره دانشمندان مغرور بدانش رسيده نشنيده.
و كسانى كه بعلم و عمل اكتفا كرده و از شستشوى باطن از اخلاق زشت غفلت نموده و پندارد كه بهمان اندازه مستحق ثواب شايان است.
و آنان كه بخود دانش فريفته شده و بعلوم دنيائى پرداخته و از تحصيل علم آخرت باز مانده.
و كسانى كه بعبادت فريفته شده.
و آنان كه بمال و منال مغرور گشته. يا باولاد و انصار فريفته شده. يا بجاه و مقام گول خورده. و