ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧٦ - باب نفرين بر دشمن
و مانند اين حديث بسند ديگر نيز از آن حضرت روايت شده.
٣-
وليد بن صبيح گويد: از آن حضرت عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود: سه كس هستند كه دعاى آنها بخودشان برگردد و باجابت نرسد: (١) مردى كه خداوند باو مالى ارزانى داشته و او بيجا و بيمورد خرج كرده و سپس بگويد: خدايا بمن روزى ده، كه باو گفته شود: آيا بتو روزى ندادم؟ (٢) مردى كه بر همسر خود با اينكه باو ستم كند نفرين كند كه باو گفته شود: آيا كار (جدائى و طلاق) او را بدست تو ندادم؟ (٣) مردى كه در خانهاش بنشيند و بگويد: پروردگارا بمن روزى بده كه باو گفته شود:
آيا براى تو راه پيدا كردن روزى را قرار ندادم؟.
شرح
- مجلسى (ره) در جمله «و هولها ظالم» گويد: يعنى آن مرد بسبب آن نفرين نسبت بآن زن ستمكار است، زيرا نفرين او بر آن زن با اينكه قدرت بر خلاصى از او از راه ديگر دارد ظلم و ستم است.
باب نفرين بر دشمن
١-
اسحاق بن عمار گويد: بحضرت صادق عليه السّلام از دست همسايهاى كه داشتم و آزارى كه از او بمن ميرسيد شكايت كردم؟ گويد: بمن فرمود: بر او نفرين كن، پس من نفرين كردم ولى نتيجهاى نديدم، پس دوباره خدمتش رفتم و شكايت كردم؟ فرمود: بر او نفرين كن گويد: عرضكردم: فدايت گردم من نفرين كردم و نتيجهاى نديدم، فرمود: چگونه نفرين كردى؟ عرضكردم: هر گاه باو