ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٣١ - مجلسى (ره) گويد
همانا براى خداى تبارك و تعالى بر اين هم حقى است مانند حقى كه بدان دارد.
مجلسى (ره) گويد
: «ممكن است آن حضرت دست چپ را با دست راست بلند كرده بوده و ممكن است بدون دست راست بوده مانند نماز وتر، و گويا سائل نادان پيش خود فكر كرده كه دست راست اشرف است ولى بىخبر بوده از اينكه همه بدن را از عذاب سهمى است، كه بايد از آن پناه جست، و براى هر كدام از اعضاء بدن بسوى پروردگار در هستى و بقاء و پرورش نيازى است، بلكه چپ در اينجا مناسبتر است، زيرا فرشته نويسنده گناهان در سمت چپ است و گناهان از جانب چپ نفس كه ميل بشهوت و لذت و اعمال پست دنيائى است بيايد. و جواب آن حضرت بآن مرد پس از نماز بوده، و محتمل است كه مقصود آن حضرت كه فرمايد: «در نماز دعا ميكردم» يعنى در تعقيب نماز بودم و آن را تأييد كند آنچه بيايد در باب دعاى بعد از نمازها (در دعائى) كه دست راست را بريش بگيرد و دست چپ را بسوى آسمان بلند كند» برگرديم بدنباله حديث (٤):
و فرمود: رغبت اينست كه: هر دو دست را بگشائى و درون آنها را آشكار كنى، و رهبت اينست كه:
دو دست را بگشائى و پشت آن دو را ظاهر سازى، و تضرع آنست كه: انگشت سبابه راست را براست و چپ بجنبانى، و تبتل: جنبانيدن انگشت (سبابه) چپ است كه آن را بآرامى بسوى آسمان بالا برى و پائين آورى، و ابتهال آنست كه: هم دستها و هم دو ذراع را بسوى آسمان بگشائى، و ابتهال در وقتى است كه ببينى و سائل گريه فراهم شده است.
توضيح
- مجلسى (ره) گويد: اين خبر چون تفسيرى بر اخبار گذشته است.
٥-
ابو بصير گويد: از حضرت صادق عليه السلام از دعا كردن و بلند كردن دستها پرسيدم فرمود: بر چهار گونه است: اما براى پناه بردن بخدا (از شر دشمنان) درون دستهاى خود را بطرف قبله كنى، و اما در دعاى براى روزى دستهاى خود را باز كنى و درون آن دو را بسوى آسمان بدارى، و اما تبتل پس آن اشاره كردن با انگشت سبابه است، و اما ابتهال: بلند كردن دستها است بطورى كه از سرت بگذرد، و دعاى تضرع