ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧ - باب ظلم و ستم كردن
ستم كند خداوند مسلط گرداند كسيرا كه باو يا بفرزندان او يا بفرزند فرزندش ستم كند، گويد: عرضكردم:
او ستم كند و خدا بفرزندش يا فرزند فرزندش كسى را مسلط سازد؟ فرمود: خداى عز و جل فرموده: «و بايد بترسند آنان كه اگر باز گذارند پس از خود فرزندان ناتوانى ميترسند بر ايشان پس بترسند خدا را او بگويند سخنى استوار» (سوره نساء آيه ٩).
شرح
- در تفسير اين آيه شريفه سه وجه گفتهاند كه مناسب با استشهاد امام عليه السّلام وجه دوم است و آن اينست كه خداوند در اين آيه بولى يتيم دستور باداء امانت و حفظ مال يتيم را داده است، و بنا بر اين معنى آيه چنين مىشود: كه هر كس سرپرستى يتيمى را بعهده گرفته بايد طورى در اموال او تصرف كند كه دوست دارد ديگران در اموال فرزندان خودش پس از مرگ او آن طور تصرف كند، و خلاصه ستم بآنها روا ندارد هم چنان كه دوست ندارد ديگران در باره فرزندانش پس از وى ستم كنند، و لذا دنبال اين آيه خداوند فرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ .... همانا آنان كه ميخورند اموال يتيمان را بستم جز اين نيست كه ميخورند در شكمهاى خويش آتش را ... تا آخر آيه» و شيخ طبرسى (ره) در تفسير اين آيه از حضرت صادق عليه السّلام حديث كند (و ملخصش اينست) كه فرمود: در كتاب على بن ابى طالب عليه السّلام نوشته است كه هر كه مال يتيم را بستم بخورد و بالش در دنيا و آخرت بوى برسد اما در دنيا بفرزندانش پس از او رسد و اما در آخرت گرفتار آتش شود.
و روى اين بيان نظر امام عليه السّلام نيز در پاسخ از پرسش راوى و استبعاد او از اينكه چگونه فرزند بستم پدر عقوبت شود روشن گردد، زيرا ستم اثرى طبيعى دارد كه آن اثر در دنيا نيز بستمكار برسد و اگر بخود او نرسيد بفرزندانش برسد، مانند آتش كه هر جا افتاد اثرش سوزاندن است، و همين بيان براى جلوگيرى از ستم ستمگران كافى است زيرا آن كس كه گرفتارى ستمكار يا فرزندان او را ديد و يا اين گفتار را از گوينده راستگوئى چون امام عليه السّلام شنيد و باور داشت، و دانست كه ستمكارى خواه و ناخواه در نظام آفرينش اثر دارد و ستمكارى بجزاى كردار زشتش دچار گردد، ستم بكسى روا ندارد، و باعث جلوگيرى ظلم و تعدى گردد، و اين منافاتى با عدل اللهى ندارد زيرا اثر طبيعى و واكنش عمل انسانى است.
١٤-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: كه خداى عز و جل به پيامبرى از پيمبرانش كه در كشور يكى از سركشان و جباران بود وحى فرستاد كه نزد اين مرد جبار برو و باو بگو: كه من ترا نگماردم براى ريختن