ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤٧ - باب آنان كه ايمان عاريه دارند
عليه السّلام رساندم، حضرت فرمود: اين كلام از جوشش نبوت است (يعنى از سرچشمه نبوت جوشيده است. از فيض- ره.
شرح
- ابو الخطاب محمد بن مقلاص اسدى كوفى است كه در آغاز كارش از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام و از بزرگان آنها بود سپس برگشت و مذاهب باطلى اختراع كرد و امام صادق عليه السّلام او را لعن كرد و از او بيزارى جست، و روايات بسيارى در مذمت او رسيده كه دلالت بر كفر و لعنش كند، و گويند كه در باره حضرت صادق عليه السّلام غلو كرد تا بدان جا كه آن حضرت را خدا ميخواند و خود را از طرف آن حضرت پيغمبر بر اهل كوفه ميدانست.
٤-
از برخى از اصحاب ما حديث شده است كه حضرت ابو الحسن عليه السّلام (موسى بن جعفر يا فرزندش رضا عليهم السّلام) فرمود: بدرستى كه خداوند پيغمبران را به نبوت خلق فرمود و جز پيغمبر نباشد، و مؤمنين را بر ايمان آفريده و بجز مؤمن نباشد (يعنى اينان بر نبودت و ايمانشان ثابت قدم هستند و هرگز برنمىگردند) و مردمى را ايمان عاريت داده، پس اگر بخواهد براى آنها بپايان رساند، و اگر بخواهد از ايشان باز گيرد، فرمود: و در باره ايشان جارى است (معناى آيه شريفه) «پس پايدار باشد و ناپايدار (سوره انعام آيه ٩٨) و بمن فرمود: فلانى ايمانش عاريتى بود، و همين كه بر ما دروغ بست آن ايمان عاريه از او گرفته شد.
توضيح
- تمام آيه شريفه اين است كه خداوند فرمايد: «او است كه شما را از يك تن آفريد پس مستقر (و پايدار) و مستودع (ناپايدار) همانا تفصيل داديم آيتها را براى گروهى كه در مىيابند».
٥-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: خداوند پيمبران را بر سرشت نبوت آفريد پس هرگز برنگردند و اوصياء (آنها را) بر سرشت وصيتها (و آنچه بآنها سفارش شده) آفريد، پس هرگز برنگردند، و برخى