ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٧٠ - باب عطسه و جوابى كه هنگام عطسه زدن كسى بايد گفت
آزمايش كن پس اگر تو نيز او را دوست دارى (بدان كه) او هم تو را دوست دارد.
٣-
مسعدة بن يسع گويد: بحضرت صادق عليه السلام عرضكردم: بخدا سوگند من شما را دوست دارم حضرت سر را پائين انداخت و سپس بلند كرد و فرمود: اى ابا بشر راست گفتى، از دلت بپرس از آن مقدار دوستى كه بمن دارى، و دل من از آن مقدار مجتبى كه از من در دل تو هست مرا آگاه ساخت.
٤-
حسن بن جهم گويد: بحضرت ابى الحسن عليه السلام عرضكردم: مرا از دعا فراموش مكن، فرمود تو ميدانى كه من فراموشت كنم؟ گويد: در فكر فرو رفتم و با خود گفتم: آن حضرت براى شيعيانش دعا كند و من هم از شيعيان او هستم (پس براى من دعا كند) عرضكردم: نه، شما مرا فراموش نميكنى، فرمود: اين را از كجا دانستى؟ عرضكردم: من از شيعيان شما هستم و شما هم كه براى شيعيانت دعا ميكنى (پس مرا هم در ضمن دعا ميكنيد) فرمود: جز اين هم چيزى دانستى؟ گويد: عرضكردم: نه، فرمود: هر گاه خواستى بدانى نزد من چگونه هستى بنگر من نزد تو چگونه هستم.
٥-
(مانند حديث (١) است كه گذشت).
باب عطسه و جوابى كه هنگام عطسه زدن كسى بايد گفت
١-
حضرت صادق عليه السلام فرمود: از حقوق مسلمان بر برادرش اينست كه چون باو برخورد كند