ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٩ - شك در باره خدا و رسول موجب كفر است
او شك داشته و اطلاعى نداشته و لذا پرسش نموده است.
١٢-
عبيد بن زراره گويد: از حضرت صادق عليه السلام از تفسير گفتار خداى عز و جل پرسيدم كه فرمايد: «و آنكه كفر ورزد بايمان همانا كردارش تباه شده است» (سوره مائده آيه ٥) فرمود: مقصود آن كسى است كه كردارى كه بآن اقرار و اعتراف كرده ترك كند، عرضكردم: مرتبه ترك آن عمل چيست؟
همه آن را وانهد؟ فرمود از آنست كسى كه عمدا نماز را ترك كند بدون اينكه مست باشد و يا علتى داشته باشد،
شرح
- مجلسى (ره) گويد: «فما موضع ترك العمل» دو احتمال دارد: اول- اينكه مقصود استعلام از اين باشد كه مراد ترك تمام اعمال است يا برخى از آنها هم داراى اين حكم است، امام عليه السّلام پاسخ داده است: كه مراد دومى است و ترك برخى هم (مانند ترك نماز) موجب كفر است- دوم- اينكه غرض استعلام از اين بوده است كه هر عملى تركش چنين است يا برخى از آنها تركش موجب كفر است؟ حضرت در پاسخ اشاره فرمود كه برخى چنين است نه هر عملى، و در هر دو صورت كلمه «ما» استفهاميه است و در جمله «حتى يدعه أجمع» نيز استفهام مقدر است.
١٣-
ابو مسروق گويد: حضرت عليه السلام از من در باره اهل بصره پرسيد و فرمود: بر چه (مذهبى) هستند؟ عرضكردم: مرجئه، و قدريه، و حروريه، فرمود: خدا لعنت كند اين ملتهاى كافر مشرك را كه بهيچ وجه خدا پرست نيستند.
شرح
- مرجئه آنهايند كه گمان كنند ايمان فقط همان علم بآنچه پيغمبر آورده است ميباشد، و هيچ گناهى با وجود ايمان زيان نرساند چنانچه هيچ طاعتى با كفر سود ندهد.
و قدريه در اخبار بهر دو دسته جبرى و تفويضى اطلاق شده و هر دو دسته از مذهب حق بدورند، و مذهب حق همانست كه ائمه دين عليهم السلام فرمودند: كه «لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين».
و حروريه دستهاى از خوارجند كه به حروراء (كه محلى است نزديك كوفه) منسوبند.
١٤-
فضيل گويد: وارد شدم بر حضرت باقر عليه السّلام و نزدش مردى بود، پس چون من نشستم آن