ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٦ - معناى ترديد خدا (در حديث وما ترددت في شى ء ) و معناى (كنت سمعه الذى يسمع به )
قدمش در مقام قرب ثابت گردد، و گوشت و خونش بمحبت آميخته گردد تا آنجا كه يكسره از نفس خود غافل گردد، و اغيار از نظر او پراكنده شوند و من بمنزله گوش و چشمش شوم، چنانچه در مبالغه محبت بين دو دوست گويند: تو گوش و چشم و دل منى ... دوم آنكه مقصود اين باشد كه بواسطه شدت محبت بحقتعالى و تخلق باخلاق خدا جل و علا از خود اراده و محبتى ندارد، و نشنود جز آنچه خدا خواهد، و نگاه نكند جز بآنچه خدا دوست دارد ... سوم اينكه خداوند سبحان در بدن انسان و قلب و روحش قواى ضعيفه بوديعت نهاده كه تمامى آنها در معرض زوال و فنا است، پس اگر آنها را در پيروى هواى نفس و شهوات جسمانى صرف كرد دستخوش زوال گردد و جز حسرت و ندامت اثرى از آنها بجاى نماند، و اگر در اطاعت پروردگار و پيروى او بكار برد خداوند آنها را نيرو دهد و تقويت كند تا آنجا كه يكسره كامل گردد و ابدى شود و امثال مرگ و كرى و كورى و گنگى در او نقصى نياورد، و چنان شود كه در قبر و قيامت نيز همانند اين عالم بشنود و ببيند و سخن گويد، چنانچه در حديث شريفه نبوى است:
«اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور اللَّه»
و چنانچه در كلام امير المؤمنين عليه السلام است:
«ما قلعت باب خيبر بقوة جسمانية بل بقوة ربانيه»
و اين وجوه را شيخ بهائى قدس سره فرموده و ديگران از او نقل كردهاند.
٩-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: هر كه مؤمنى را بخاطر ندارى و فقرش پست و كوچك شمارد، خداوند روز قيامت او را در برابر خلائق رسوا كند (و بزشتى شهره سازد).
١٠-
و از آن حضرت روايت شده كه رسول خدا (ص) فرمود: همانا پروردگار من مرا بآسمان بالا برد، و از پس پرده حجاب بمن وحى كرد آنچه كرد، و بىواسطه با من سخن گفت تا آنكه بمن فرمود:
اى محمد هر كه دوستى از من خوار كند بجنگ با من كمين كرده، و آنكه با من جنگ كند با او بجنگم، گفتم:
پروردگارا اين دوست تو كيست؟ من دانستم كه هر كه با تو بجنگد تو با او بجنگى؟ بمن فرمود: او آن كسى است كه من براى تو و وصيت و فرزندانت بولايت و دوستى از او پيمان گرفتهام.
توضيح
- مجلسى (ره) گويد: مقصود از حجاب و پرده همان حجاب معنوى است كه امكان بنده خدا و ممكن بودن اوست كه مانع از درك حقيقت ربوبيت است، و بعضى گفتهاند: مقصود از حجاب فرشته است، و مقصود از «مشافهه» بدون وساطت فرشته است.