ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢١ - باب گمراهى (يا گمراهان)
گويد: همين كه شب شد من و محمد بن مسلم و أبو الخطاب خدمتش رفتيم، پس حضرت بالشى برداشت و بسينه نهاد (و بر آن تكيه زد) سپس بما فرمود: شما در باره خدمتكاران و زنان و خاندان خود چه گوئيد؟
آيا شهادت و گواهى بيگانگى خداى يگانه ندهند؟ عرضكردم: چرا، فرمود: آيا گواهى ندهند كه محمد (ص) رسول (و فرستاده) خدا است؟ عرضكردم: چرا، فرمود: آيا نماز نميخوانند، و روزه نميگيرند، و حج نميكنند؟ عرضكردم: چرا، فرمود: آيا آنچه شما بر آنيد (از شناسائى امام و امر امامت) آنها مىشناسند و ميفهمند؟ عرضكردم: نه، فرمود: آنها در نظر شما چگونه هستند؟ عرضكردم: هر كه امر امامت را نشناسد كافر است.
فرمود: سبحان اللَّه: آيا اينان كه سر راهها (ى مكه و غير آن) و كنار آبها (ى چاه و غيره منزل كردهاند) نديدهاى؟ عرضكردم: چرا، فرمود: آيا نيست كه اينها نماز ميخوانند و روزه ميگيرند و حج ميكنند؟ آيا نيست كه گواهى دهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست و محمد (ص) رسول خدا است؟
عرضكردم: چرا، فرمود: آنچه شما برآنيد (از أمر امامت) ميدانند؟ عرضكردم: نه، فرمود: آنها در نزد شما چگونه هستند؟ عرضكردم: هر كه اين امر امامت را نشناسد كافر است.
فرمود: سبحان اللَّه: آيا تو خانه كعبه و طوافكنندگان آن و اهل يمن و آويختن آنها را بپرده كعبه نديدهاى؟ عرضكردم: چرا، فرمود: آيا گواهى ندهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست و محمد (ص) رسول خدا است و [آيا] نماز نخوانند و روزه نگيرند و حج نكنند؟ عرضكردم: چرا، فرمود: آيا آنچه شما بر آيند (از امر امامت) ميدانند؟ عرضكردم: نه، فرمود: در باره انها چه گوئيد؟ عرضكردم: هر كه نشناسد (امر امامت را) او كافر است.