ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٥٥ - باب وسوسه و حديث نفس
دوم كه آلودگى بگناهان و طلب آمرزش پس از آن باشد خالى از حكمت الهى نيست بگفتارش كه فرمود:
«بخدا سوگند اگر ادامه دهيد ...» زيرا مانع از ظهور اين آثار (يعنى مصافحه فرشتگان و راه رفتن بر روى آب) كدورتهاى جسمانى و علقههاى بشرى و وسوسههاى شيطانى و ميل بزيورهاى دنيائى است، و چون اينها زائل گرديد و اين موانع از بنده دور شد نور صرف و روح خالص گردد، بصفات فرشتگان متصف شود، و يكسره بروحانيين ملحق گردد و با آنان باشد و مانند آنها بر روى آب راه رود، و اگر توضيح اين مطلب را خواهى گوئيم: براى روح انسانى در سير بسوى خدا منزلهائى است: ١- عالم محسوسات ٢- عالم تخيلات ٣- عالم موهومات ٤- معقولات، و در اين منزل است كه از ساير حيوانات جدا شود، و در اين عالم چيزها بيند كه از عالم حس و خيال و وهم خارج است، و در آنجا جان اشياء و حقائق آنها را ببيند، و براى آن عرض عريض و زمينه پهناورى است كه آغازش عالم انسان و سرانجامش عالم فرشتگان بلكه برتر از آن است و او است معراج انسان چنانچه آن سه منزل پست ترين منازل و اسفل سافلين است- تا آنجا كه گويد-: و از اينجا دانسته شود كه صدور كرامات از اولياء مورد انكار نيست.
و در جمله:
«و لو لا انكم تذنبون»
فرمايد: اين گفتار دلالت كند بر اينكه در اين نوع از خلقت مصلحت بزرگى است زيرا صفت غفاريت و رحمت و لطف او آشكار شود، بلكه ظاهر اينست كه همين گناه و آمرزش خواهى سبب بلندى درجات و ازدياد كمالاتشان گردد ...
باب وسوسه و حديث نفس
١-
محمد بن حمران گويد: از امام صادق عليه السّلام از وسوسه گر چه بسيار باشد پرسيدم؟ در پاسخ فرمود: چيزى در آن نيست، ميگوئى،
لا اله الا اللَّه
. (يعنى همين كلام و تفكر در آن وسوسه را از بين مىبرد زيرا مقصود از وسوسه و حديث نفس همان وسوسههاى مربوط بخدا و مكان و كيفيت اوست).
٢-
جميل بن دراج گويد: بحضرت صادق عليه السّلام عرضكردم: در دلم چيز بزرگى آمده؟
فرمود: بگو
لا اله الا اللَّه
جميل گويد: هر گاه در دلم چيزى مىآمد مىگفتم: لا اله الا اللَّه آن چيز از دلم بيرون ميرفت.