ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٧ - كفر جلوتر از شرك بوده
تو حكم كنى كه معتقد باشم من بدان معتقدم و آن را دين خود در برابر خدا دانم آيا از او مىپذيرى (بنا بر نسخه وافى كه «أتقبله» است) و بمجرد تقليد حكم بايمان او ميكنى و هم چنين در باره خدمتگزاران و خانواده خود، پس زراره از جواب عاجز شد و دانست كه اوست كه علم بمناظره و خصومت ندارد نه امام عليه السلام، و جهت اينكه از جواب عاجز ماند اين بود كه چطور ميتوانست بمجرد تقليد بدون فهم و بصيرت حكم بايمان آنها كند، و يا چطور ميتوانست با اين اقرار حكم بكفر آنها كند پس واسطهاى در اين ميان ثابت شد.
٨-
مسعدة بن صدقه گويد: شنيدم حضرت صادق عليه السلام در جواب اين سؤال كه- كداميك از كفر و شرك جلوتر است؟- فرمود: كفر جلوتر است، براى اينكه ابليس نخستين كسى بود كه كافر شد، و كفر او غير از شرك بود زيرا او به پرستش غير از خدا دعوت نكرد، و همانا پس از آن (مردم را بپرستش غير خدا) خداوند و مشرك شد.
٩-
و نيز گويد: شنيدم از آن حضرت كه در پاسخ اين سؤال كه- چگونه شد كه شما زناكار را كافر ننامى ولى تارك نماز را كافر نامى دليل بر اين چيست؟ فرمود: چون زناكار و آنكه مانند اوست همانا اين كار را بخاطر غلبه شهوت كند، ولى ترك نماز آن را ترك نكند جز از روى استخفاف (و سبك شمردن) آن و اين براى آنست كه زناكارى نيست كه نزد زنى رود جز اينكه از نزديكى با او طلب لذت كند و هدفش (كاميابى) و التذاذ است، ولى هر كه نماز را ترك كند و قصد آن كند هدفش در ترك آن لذت نيست، و چون لذتى نيست (پس براى) استخفاف (و سبك شمردن) است، و هر گاه استخفاف شد كفر واقع شود.
گويد: و نيز از آن حضرت پرسش شد و بوى عرض شد: چه فرق است: ميان كسى كه بزنى نگاه كند پس با او زنا كند يا بشرابى (برسد) و آن را بنوشد و ميان كسى كه نماز را ترك كند كه زناكننده و شراب خوار استخفافكننده نباشند چنانچه تارك نماز استخفافكننده است؟ و دليل در اين باره چيست؟ و بچه