ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٨٣ - داستانى از هم نشينى در بنى اسرائيل
سخن ناهموارى گويد؟ خدا را (بصورت اجسام و اوصاف آن) وصف كند؟ پس يا با او همنشين شو و ما را واگذارد يا با ما بنشين و او را ترك كن عرضكردم: او هر چه ميخواهد بگويد بمن چه زيانى دارد وقتى كه من نگويم آنچه را كه او گويد؟ ابو الحسن عليه السلام فرمود: آيا نمى ترسى از اينكه باو عذابى نازل گردد و هر دوى شما را فرا گيرد؟ آيا ندانى (داستان) آن كس را كه خود از ياران موسى عليه السلام بود و پدرش از ياران فرعون، پس هنگامى كه لشكر فرعون (در كنار دريا) بموسى (و يارانش) رسيد، (آن پسر) از موسى جدا شد كه پدرش را پند دهد و بموسى (و يارانش) ملحق سازد، و پدرش براه خود (در لشكر فرعون) ميرفت و اين جوان با او (در باره مذهبش) ستيزه ميكرد، تا اينكه هر دو بكنارى از دريا رسيدند و (همين كه لشكر فرعون غرق شدند) آن دو نيز با هم غرق شدند، خبر بموسى عليه السلام رسيد، فرمود: او در رحمت خدا است ولى چون عذاب نازل گردد از آنكه نزديك گنهكار است دفاعى نشود.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: جعفرى (راوى حديث) همان ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى است و او از بزرگان اصحاب ما است، و گويند: كه او حضرت رضا عليه السلام را تا آخرين امامان درك كرده، و حضرت ابو الحسن عليه السلام (در حديث) محتمل است حضرت رضا يا حضرت هادى عليهما السلام باشند، و ممكن است مقصود از جعفرى در- اينجا سليمان بن جعفر جعفرى باشد چنانچه در كتاب مجالس مفيد (ره) بدان تصريح شده است.
٣-
امام صادق عليه السلام فرمود: با اهل بدعت رفاقت و همنشينى نكنيد تا نزد مردم چون يكى از آنها محسوب شويد، رسول خدا (ص) فرمود: انسان بر كيش دوست و رفيق خود است.
٤-
از حضرت صادق عليه السلام حديث شده است كه فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است:
هر گاه پس از من اهل ريب و بدعت را ديديد بيزارى خود را از آنها آشكار كنيد، و بسيار بآنها دشنام دهيد،