ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٠٩ - باب صفت نفاق و منافق
و طمع بر چهار شعبه است: شادى و شادكامى و تبختر، و سرسختى، و فزونطلبى، پس شادى نزد خداوند خوش نيست (و بد است) و شادكامى و تبختر خود پسندى است، و سر سختى بلائى است كه اگر كسى دچار شد او را بكشيدن بار گناهان وادار ميسازد، و فزونطلبى (و برترىجوئى) بازى و سرگرمى و (موجب) باز داشتن دل (از ياد خداى تعالى) است و پذيرفتن چيزيست (يعنى دنيا و سرگرميهاى آن) بجاى آنچه بهتر است (يعنى آخرت و نعمتهاى آن) مىباشد.
پس اين بود نفاق و ستونها و شعبههاى آن، و خداوند بر تمام بندگان خود غالب است، نامش بلند و ذاتش والا است، و زيبا و نيكو ساخته است خلقت هر چيز را، دو دست جودش گشاده است، و رحمتش همه چيز را فرا گرفته، امر او عيان و نورش تابان است، بركتش بسيار و حكمتش نورانى است، كتابش پا برجا و حجتش پيروز و هويدا است، دينش پاك، و سلطنتش محكم و پيروز است، سخنش حق، و موازينش عادلانه و رسولانش رساننده بودند. بدكردارى را گناه دانسته، و گناه را فتنه، فتنه را چركى شرده، و كار نيك را بازگشت دانسته، و بازگشت را توبه، و توبه را پاك كنده قرار داده، پس هر كه توبه كند براه راست هدايت يافته، و هر كه گرفتار فتنه شود گمراه شده تا مادامى كه بخدا بازگشت نكند و بگناهش اعتراف ننمايد، بر خدا دليرى نكند مگر هلاكشونده. از خدا بترسيد، از خدا بترسيد! كه چه اندازه باب توبه و رحمت و بشارت و بردبارى بزرگ در درگاهش و وسيع است، و چه اندازه سخت است آن شكنجهها و دوزخ و سختگيرى او، پس هر كه باطاعتش دست يابد كرامتش را بخود جلب كند، و هر كه در نافرمانيش در آيد ناگوارى و سختى پاداش كيفر او را چشد و بزودى زود روز پشيمانيش فرا رسد.
توضيح- و شرح
: مواردى از اين بحث شريف محتاج بشرح و توضيح است كه قسمتى از آنها در ضمن ترجمه ما بين پرانتز ذكر شد، و پارهاى از آن موكول بپايان حديث گرديد، يكى در جمله:
«فبئس الامر بين ادبار و فجور ... اه»
كه آنچه ترجمه شد بنا بر شرحى است كه مجلسى عليه الرحمه فرموده است.