ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٧ - باب مستضعف (ناتوان در دين)
و كسانى كه عقلشان چون كودكان است از مردان و زنان.
٣-
و نيز زراره گويد: از حضرت باقر عليه السلام از مستضعف پرسيدم؟ فرمود او كسى است كه حيلهاى كه بوسيله آن كفر را از خود دور كند نتواند و چارهاى ندارد كه بدان براه ايمان رود، نتواند كه مؤمن شود، و نه كافر گردد، فرمود: و (آنها) كودكانند و هر كه از مردان و زنان كه عقلشان چون عقل كودكان است.
٤-
سفيان بن سمط بجلى گويد: بحضرت صادق عرضكردم: چه گوئى در باره مستضعفان؟ حضرت مانند شخص هراسناكى بمن فرمود: مگر شما مستضعفى گذارديد؟ كجايند مستضعفان؟ بخدا سوگند عقيده شما را دوشيزگان پشت پرده بهم رساندهاند، و زنان آبكش و سقا در راه مدينه (در باره مذهب شما) گفتگو كنند.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: گويا اين اضطراب و فزع حضرت بخاطر خشم و انكارى بوده كه بر فاشكنندگان اسرار اهل بيت از شيعه داشته، زيرا آنان بسبب ترك تقيه مذهب اهل بيت را بر ملا كردند تا آنجا كه دوشيزهگان پشت پرده با اينكه از خانه بدر نروند و زنان سقائى كه كارشان تفتيش مذهب نيست و در جستجوى آن نبودند از اسرار مذهب شيعه آگاه شدند، و اين فاش كردن اسرار موجب زيان بر ائمه و شيعيان آنها ميشد و براى هدايت مردمان هم سودى نداشت، و اين فاش كردن اسرار موجب زيان بر ائمه و شيعيان آنها ميشد و براى هدايت مردمان هم سودى نداشت، و سبب ميشد كه مستضعفان ناصبى گردند و معذور نباشند. و بدان كه مستضعف نزد بيشتر اصحاب ما كسى است كه امام را نشناسد و منكر او هم نباشد و ولايت شخص معينى را هم نداشته باشد چنانچه شهيد در ذكرى فرموده، و از شيخ مفيد در كتاب غريه نقل كند كه فرموده:
آن كس است كه ولايت را شناخته ولى در برائت توقف كند. (و باصطلاح تولى دارد ولى تبرى ندارد)، و ابن ادريس گفته است: آن كسى است كه اختلاف مذاهب را نداند و با اهل حق هم دشمن نيست، سپس مجلسى (ره) گويد: و اين موافقتر با اخبار است.