ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٥٥ - باب آنچه لازم است از ذكر خداى عز و جل در هر مجلسى
٤-
و نيز آن حضرت عليه السّلام فرمود: در آن توراتى كه دست نخورده (و مانند اين توراة فعلى كه تحريف شده نيست) نوشته است كه موسى عليه السّلام از خداوند پرسشى كرده عرضكرد: پروردگارا آيا تو بمن نزديكى تا با تو آهسته راز گويم يا از من دورى تا فريادت كنم؟ خداى عز و جل باو وحى فرمود: اى موسى من همنشين آن كسم كه مرا ياد كند، موسى عرضكرد: كيست كه در پناه تو است روزى كه پناهى جز پناه تو نيست؟ فرمود: آنان كه مرا ياد كنند پس من نيز آنها را ياد كنم، و در راه من (يا بخاطر خشنودى من) با هم دوستى كنند، پس من نيز آنها را دوست دارم، اينهايند كه چون خواهم بأهل زمين بلا و بدى برسانم يادشان كنم و بخاطر آنها آن بدى را از اهل زمين دفع كنم.
شرح
- مجلسى (ره) در شرح كلام اول حضرت موسى عليه السّلام گويد: گويا غرض پرسش از آداب دعا است با اينكه ميدانست كه او بما از رگ گردن نزديكتر است، يعنى: آيا دوست دارى مانند نزديكان با تو راز گويم يا مانند دوران فريادت كنم، و ببيانى سادهتر: چون بتو نگاه كنم پس تو از هر نزديكى نزديكترى، و چون بخود نظر افكنم خود را در منتهاى دورى از تو بينم، پس ندانم كه هنگام دعاء بدرگاهت بحال خودم نگاه كنم يا بحال تو.
٥-
حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص) فرموده: هيچ مردمى نباشند كه در انجمنى گرد هم آيند و نام خداى عز و جل را نبرند، و بر پيغمبر (ص) صلوات نفرستند جز اينكه آن مجلس مايه حسرت و زيان بر آنها باشد.
٦-
و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود: ذكر خدا در هنگامى كه بول كنى عيب ندارد زيرا ذكر خدا در هر حالى نيكو است، پس از ذكر خدا خسته مشو.