ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٨٠ - باب كسى كه بخاطر فرمان بردارى بندگان نافرمانى خدا كند
هر حسودى و ستم هر ستمكارى را از او باز دارد، و خداى عز و جل ياور و پشتيبان او شود.
٣-
حضرت صادق عليه السلام فرمود: مردى بحسين عليه السلام نوشت: مرا با دو حرف پند بده؟
آن حضرت در جواب نوشت: هر كه امرى را با نافرمانى خدا بجويد آنچه اميد دارد زودتر از دستش برود، و از آنچه ميگريزد زودتر بسرش آيد.
٤-
حضرت باقر عليه السلام فرمود: دين ندارد آن كس كه فرمانبردارى كسى را كه نافرمانى خدا كند دين خود قرار دهد، و دين ندارد كسى كه افتراء باطلى را بر خدا دين خود كند، و دين ندارد كسى كه انكار يكى از آيات خدا را دين خود كند.
شرح
- يعنى فرمانبرداري معصيت كار و افتراء باطل و انكار آيات خدا را عبادت خود قرار دهد و آن را دين خود داند مانند كسانى كه احكام خدا را منكر شوند يا بباطل توجيه كنند و همان را دين خدا خوانند فيض كاشانى (ره) براى قسمت اول حديث مثال زده است بآنان كه پيروى از خلفاء ناحق كردند، و براى قسمت دوم مثل زده است بآنان كه مدعى هستند كه خداوند خلافت را باختيار مردم نهاد و مردم ميتوانند براى خود خليفه انتخاب كنند در صورتى كه اين افتراء باطلى است بر خداوند، و خداوند اجازه انتخاب خليفه را بمردم نداده، و براى قسمت سوم مثال زده بآنان كه آياتى كه در باره امير المؤمنين عليه السلام نازل شده بود منكر شده و آن را دين خود ميدانستند، سپس گويد: آنچه گفتيم مثالهائى بود براى توضيح حديث و گر نه حديث عموميت دارد و شامل شود هر كس را كه چنين باشد.
٥-
امام صادق از پدرش عليهما السلام از جابر بن عبد اللَّه انصارى حديث كند كه رسول خدا (ص) فرمود: هر كه سلطانى را بوسيله خشم خداوند خوشنود سازد از دين خدا بيرون رود.