ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٥٠ - باب سهو دل (و غفلت و فراموشى آن)
و غفلت دل است و از اين روى (كلينى ره) اين حديث را در اين باب آورده است، و گفته شده: كه چون خلقت دنبال علم است و بارى تعالى پيش از آفرينش هر چيزى علم بآن دارد چنانچه پس از آفرينش آن علم بآن دارد و قلب مؤمن باختيار خود او بايمان متصف گردد، پس اين تعبير درست است كه خداوند آن را باين وصف آفريده و جبرى لازم نيايد.
و گويا مقصود از حكمت (در حديث) آن اضافاتى است كه از طرف پروردگار عالم شود، و مقصود از علم چيزى است كه انسان با انديشه و تدبر بدست آورد و از كتاب و سنت برگيرد، پس امام عليه السّلام باين كلام اشاره فرموده كه با تدبر و انديشه بتنهائى بدون افاضات سبحانى نتوان (ايمان را) بدست آورد، و كوشش بىتوفيق سود ندهد، و حضرت در اينجا علم را به بذر تشبيه فرموده و حكمتى كه افاضات سبحانى است بباران، و چنانچه تخم افشاندن در زمين بدون باران ثمر ندهد و سبز نشود، كوشش بنده بدون افاضه پروردگار بىنتيجه ماند.
٤-
امام صادق عليه السّلام فرمود: دل ميان سينه و گلوگاه لرزانست تا بايمان بسته شود، و چون بايمان بسته شد قرار گيرد، و اينست گفتار خداى عز و جل: «و آنكه ايمان بخدا آرد در دلش راه يابد و آرام گردد» (سوره تغابن آيه ١١).
٥-
و نيز حلبى از آن حضرت حديث كند كه فرمود: براستى دل در درون انسان مضطرب و لرزانست و حق را جستجو كند، و چون بدان رسد آرامش پيدا كند و قرار گيرد، سپس اين آيه را تلاوت فرمود:
«آن كس را كه خداوند بخواهد رهنمائيش كند سينهاش را براى (پذيرفتن) اسلام بگشايد- تا آنجا كه فرمايد:
«چنان كه گوئى بآسمان بالا رود» (سوره انعام آيه ١٢٥).
شرح
- تمام آيه اينست كه «و آن كس را كه خواهد گمراه سازد سينهاش را تنگ و گرفته كند چنانچه گوئى بآسمان بالا رود» و در اين تشبيه كه خداوند فرموده است وجوهى گفتهاند: يكى اينكه معناى آن اينست كه چون او را باسلام دعوت كنند پذيرش آن براى او مانند اينست كه او را ببالا رفتن بآسمان تكليف كردهاند، ديگر اين كه مانند اينست كه قلبش را بآسمان كشتند بخاطر اينكه دست كشيدن از روش باطل و مذهب خودش براى او بسيار سخت و دشوار است.