ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٩٠ - باب حق همسايگى
همسايه من در آن خانه كسى است كه خيرى از او بمن نرسد و از شرش آسوده نيستم؟ پس رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بعلى عليه السلام و بسلمان و ابا ذر- (راوى گويد:) ديگرى را هم فرمود كه من فراموش كردم و گمان دارم كه مقداد بود- دستور داد كه با بلندترين آوازشان در مسجد فرياد زنند كه:
هر كه همسايهاش از آزار او آسوده نباشد ايمان ندارد، پس آنها سه بار آن را گفتند، سپس با دست اشاره كرد كه تا چهل خانه است از برابر و پشت سر و طرف راست و سمت چپ (يعنى تا چهل خانه از چهار طرف همسايه هستند).
٢-
حضرت صادق از پدرش عليهما السلام حديث كند كه فرمود: من در كتاب على عليه السلام خواندم: كه رسول خدا (ص) نامهاى ميان مهاجر و انصار و ديگران از مردم مدينه كه با آنان پيوند داشتند نوشت (و همه امضاء كردند) كه: همسايه مانند خود انسان است كه نه زيان باو رسد و نه گناهكار شود و (ديگر اينكه) احترام همسايه مانند احترام مادر است. و اين مختصر حديث است.
شرح
- اينكه فرمود: نه زيان باو رسد نه گناهكار شود شايد مقصود اين باشد كه همچنان كه مرد بخودش زيان نرساند و خويشتن در گناه نيفكند، يا خود را گناهكار نشمارد نسبت بهمسايه هم بايد چنين باشد. (از فيض- ره-).
٣-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: خوش همسايگى (و خوشرفتارى با همسايه) روزى را زياد كند.
٤-
كاهلى گويد شنيدم حضرت صادق عليه السلام ميفرمود: كه چون بنيامين از دست يعقوب رفت عرضكرد: بار پروردگارا بمن رحم نميكنى؟ چشمم را كه گرفتى و فرزندم را كه بردى؟ پس خداى