ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٩٩ - روزگار دراز و كوتاه است و معناى آن
ببينى تا بآخرت خود اميدوارتر باشى، زيرا آنچه از دنيا بيايد همانند آنست كه رفته است.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: اينكه حضرت فرمود «زيرا روزگار هم دراز است و هم كوتاه» چند احتمال دارد: اول اينكه روزگار پند دراز است زيرا ميتواند پند بگيرد و در حال اهل سعادت و شقاوت از اول روزگار تا زمانى كه خودش در آنست بينديشد گويا با همه آنها زندگى كرده است، و اما لذتهاى آن كوتاه است. دوم اينكه روزگار از جهت پند و اندرز دراز است زيرا انسان ميتواند بكمتر زمانى بيدار شود، چون دنيا پيوسته در انقلاب و زير و رو شدن است، ولى از جهت كار و عمل كوتاه است و بايد فرصت را غنيمت شمرد. سوم اينكه روزگار براى نيكوكاران دراز است و ميتوانند سعادتهاى بزرگى در كمترين زمانى بدست آورند و اينان در اين عمرهاى كوتاهشان كارهاى زيادى انجام دهند، و آثار نيكوئى از آنها بيادگار ماند، ولى براى بدكاران روزگار كوتاه است زيرا لذات آنها فانى شده و عقوبتهاى آن براى ايشان بجاى مانده، و از عمرشان سودى نبرند. چهارم اينكه مقصود اين است كه تمام عمر گرچه طولانى و دراز است اما آنچه اكنون در دست اوست يعنى آن ساعتى كه در آن است كوتاه است، زيرا آنچه گذشته است كه از دستش رفته، و آنچه پس از اين آيد كه وضعش در آن روشن نيست، چنانچه در روايات بسيارى گذشت.
٢٣-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: بامير مؤمنان عرض شد: بما پند ده و مختصر كن (يعنى در قالب كوتاهى بريز) فرمود: حلال دنيا حساب است و حرامش عقاب، كجا براى شما آسايشى فراهم گردد (از هراسهاى قيامت) با اينكه بروش پيغمبرتان در نيامدهايد؟ ميجوئيد آنچه شما را بسركشى برد، و خشنود نيستيد بدان چه شما را كفايت كند (و بيش از حد كفايت خواهيد).
توضيح
- مجلسى (ره) گويد: ظاهر اين حديث اين است كه بنده را بآنچه از حلال بدست آورده و در حلال صرف كرده محاسبه كنند، ولى برخى از اخبار هست كه با اين منافات دارد چنانچه در كتاب أطعمه (از فروع كافى) بيايد، سپس اخبارى نقل كند كه از دوتاى آنها استفاده شود كه از خوراك مؤمن و جامهاى كه مىپوشد و زنى كه باو كمك كند محاسبه نشود، يا از جامهاى كه عورتش را بدان پوشانده، يا لقمه نانى كه سد جوع بدان كرده يا خانهاى كه او را از سرما و گرما پوشانده محاسبه نشود و در برخى از آنها است كه از نعمت ولايت محمد و آل محمد عليهم السلام پرسش شوند نه از چيز ديگر، و پس از نقل آنها گويد: