ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٠٧ - دعائى جهت پيش از خورشيد زدن و پيش از غروب و واجب بودن آن از نظر ظاهر حديث و معناى حديث
واجب .... آمده آنگاه گويد: اكنون كه معانى فرض را دانستى از نظر عرف و لغت بنا بر اين استدلال باين احاديث براى واجب بودن اين دو ذكر مشكل است، خصوص با ضعيف بودن بيشتر آنها، و اگر واجب بودند سزاوار بود كه در روايات متواترى آمده باشد مانند فريضهها و نمازهاى واجب روزانه، با اينكه اين دو ذكر بحد استفاضه نيز كه در باره نافلههاى روزانه هست باين حد نيز نرسيده و از لحاظ اصطلاح خبرى مستفيض هم نيست. گذشته از اينكه در هيچ خبرى تهديد بر ترك آنها وارد نشده با اينكه لازمه واجب شدن چيزى همان تهديد بر ترك آنست، و هم چنين اختلافات بسيارى كه در خود آن دو ذكر هست قرينه بر استحباب آن دو ميباشد.
٣٣-
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: برخى از دعاها است كه سزاوار است اگر صاحبش فراموش كرد آن را قضا كند، پس از بامداد ده بار ميگويد: «
لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو حى لا يموت بيده الخير [كله] و هو على كل شىء قدير»
و ده بار ميگويد:
«اعوذ باللَّه السميع العليم»
پس هر گاه چيزى از آن را فراموش كرد بر او است كه قضا كند.
٣٤-
محمد بن مسلم گويد: از حضرت باقر عليه السّلام در باره تسبيح پرسيدم؟ فرمود: من از تسبيح چيز مقرر و موظفى جز تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام ندانم (و سراغ ندارم) و ده بار پس از طلوع فجر ميگوئى: «
لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد [يحيى و يميت] و هو على كل شىء قدير»
و هر چه خواهى تسبيحات مستحبه را بگو.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: مقصود از موظف: چيزى است كه داراى عدد مخصوص و هيئت خاصى باشد كه بر آن افزوده نشود و از آن كم نگردد، يا مقصود اينست كه آن از سنتهاى تأكيدشدهاى است كه ترك آن سزاوار نيست مگر براى عذر شديد و مواظبت بر آن لازم است.
و در جمله
«و يسبح ما شاء تطوعا»
گويد: گويا مقصود از تسبيح در اينجا چيزى است كه اعم از «سبحان اللَّه» و امثال آن باشد، بلكه هر چيزى كه دلالت بر بزرگوارى و دور كردن خداوند از عيوب و آنچه راهنمائى