ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٥٧ - باب اعتراف بگناهان و پشيمانى از آنها
٥-
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: مردى نزد رسول خدا (ص) مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و عرضكرد: اى رسول خدا من منافق شدم، فرمود: بخدا سوگند تو منافق نشدهاى، و اگر منافق بودى نزد من نمىآمدى كه مرا بآن آگاه كنى، چه چيز تو را بشك انداخته؟ بگمانم آن دشمن حاضر بخاطرت آمده و بتو گفت: كى تو را آفريده؛ تو گفتى: خدا مرا آفريده، پس بتو گفته: كى خدا را آفريده. عرضكرد: آرى بدان كه تو را براستى فرستاده سوگند كه چنين شده، فرمود: همانا شيطان از راه كردارهاى شما (و جلوگيرى شما از اعمال نيك) نزدتان آيد و بر شما دست نيابد پس از اين راه بسراغتان آيد كه شما را بلغزاند، و هر گاه چنين شد هر كدام شما (كه برايش چنين رخ داد) خدا را بيگانگى ياد كند (خيالات شيطانى برطرف گردد).
باب اعتراف بگناهان و پشيمانى از آنها
١-
على احمسى از حضرت باقر عليه السّلام حديث كند كه فرمود: بخدا سوگند از گناه نجات نيابد و رها نشود) جز كسى كه بدان اعتراف كند.
گويد: و نيز آن حضرت عليه السّلام فرمود: در توبه پشيمانى كافى است.
شرح
- مجلسى (ره) در قسمت اول حديث گويد: يعنى اعتراف كند كه گناه است، زيرا كسى (كه گناهى مرتكب گردد)^ انكار كند كه اين گناه است، و آن را حلال بشمارد چنين كسى كافر است و توبهاش پذيرفته نشود. و اگر مقصود از اعتراف بگناه توبه باشد پس ممكن است آن را بر نجات كامل يا نجات قطعى