ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٠ - باب ناسازگارى
طمعى باشد كه او را بكشاند، و چه بد بندهايست آن بنده كه در او ميل و رغبتى باشد كه او را خوار كند.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: شايد مقصود از طمع همان ميل دل است كه آنچه در دست مردم است دوست دارد و آرزو كند، و مقصود از ميل و رغبت اظهار آن است بخواهش كردن و خواستن از مخلوق خدا و كشاندن با اول مناسب است چنانچه خوار كردن با دومى مناسبت دارد.
٣-
زهرى گويد: على بن الحسين عليهما السّلام فرمود: من تمامى خير و سعادت را ديدم گرد آمده در اينكه بايد طمع از هر چه در دست مردم است بريد.
شرح
- مجلسى (ره) گويد: زيرا طمع: خوارى، پستى، حسد، كينه، دشمنى، غيبت، بدگوئى ستم، مداهنه، نفاق، رياء، صبر بر باطل مردم، بىتوكلى بخدا و مفاسد بيشمار ديگر ببار آورد، و علاج همه آنها بقطع طمع است.
٤-
سعدان گويد: بامام صادق عليه السّلام عرضكردم: چيست آن كه ايمان را در بنده پايدار كند؟
فرمود: ورع و پارسائى (و پرسيدم) آنچه كه او را از ايمان بيرون بود چيست؟ فرمود: طمع است.
باب ناسازگارى
١-
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: آن كس كه ناسازگارى بهرهاش گردد ايمان از او در پس پرده رود.
شرح
- مجلسى عليه الرحمة گويد: سر اينكه شخص ناسازگار از ايمان دور مىشود اينست كه اولا: مؤمنين را آزار دهد و اين مخالف ايمان است، زيرا مؤمن كسى است كه مسلمانان از دست و زبانش آسوده و در امان باشند، و ثانيا بواسطه ناسازگارى از طلب دانش كه بوسيله او بپايه كمال ايمان رسد محروم ماند، زيرا اسباب طلب آن برايش فراهم نگردد.