ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤١ - باب كمتر چيزى كه بنده بسبب آن مؤمن شود و يا كافر و يا گمراه گردد
را يگانه دانستند، و از پرستش آنچه جز خداوند پرستش شود دست برداشتند، پس (بدين جهت) از شرك بيرون جستند، ولى ندانستند كه محمد (ص) رسول خداست، و اينها خدا را پرستيدند با شك در باره محمد (ص) و آنچه آورده است، پس اينان نزد رسول خدا (ص) آمدند و گفتند: ما نظر ميكنيم اگر ديديم اموال ما بسيار شد و از جهت تن خودمان و فرزندانمان بعافيت و صحت مانديم ميدانيم كه او راستگو است و پيامبر خدا است، و اگر جز اين شد تأمل ميكنيم، خداى عز و جل فرمود: «پس اگر باو خوبى رسد بدان آسوده خاطر گردد» يعنى عافيت در دنيا «و اگر فتنهاى باو رسد» يعنى بلائى در جان و مالش «روباز گرداند» (يعنى) بشك خود بسوى شرك باز گردد «زيانكار است در دنيا و آخرت اينست آن زيان آشكار، ميخواند جز خدا آنچه را نه زيانش رساند و نه سودش دهد» (سوره حج آيه ١٢) فرمود: بشرك برگردد و جز خدا را بخواند و جز او را پرستش كند، پس برخى از آنها كسانى هستند كه ميفهمند و ايمان در دلشان وارد گردد، پس ايمان آورد و باور كند و از سر منزل شك بمقام ايمان در آيد، (دسته ديگر) آنهايند كه بر شك خود پابرجايند و (دسته سوم) آنهايند كه بشرك برگردند.
و على بن ابراهيم نيز مانند اين خبر را از زراره حديث كرده است.
باب كمتر چيزى كه بنده بسبب آن مؤمن شود و يا كافر و يا گمراه گردد
١-
سليم بن قيس گويد: شنيدم على عليه السّلام ميفرمود:- (و اين هنگامى بود) كه مردى نزد آن