ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٠ - باب فخر و كبر
توضيح
- ممكن است معناى جمله
«و ان اعجبتك نفسك ...»
اين باشد كه و اگر چه تيره و فاميلت تو را خوش آيد و بعجب وادارد، ولى معناى اول ظاهرتر است چنانچه مجلسى (ره) نيز فرموده است.
٤-
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه امير المؤمنين عليه السلام فرمود: اى مردم همانا ستمگرى و بغى ياران خود را بآتش (يا بدوزخ) كشد، و اولين كسى كه بر خدا سركشى كرد عناق دختر آدم بود، و اولين كشته كه خدا او را كشت (همان) عناق بود، كه نشيمنگاهش يك جريب در يك جريب بود و بيست انگشت داشت كه در هر انگشتى دو ناخن بود چون دو داس، پس خدا شيرى مانند فيل، و گرگى ببزرگى شتر، و كركسى باندازه استر بر او مسلط كرد، و آنها او را كشتند، خداوند زور گويان و سركشان را در بهترين حال و آسودهترين وضعى كه داشتهاند كشته است.
شرح
- مقصود اينست كه ستمگران گول آسودگى وضع و مهيا بودن اسباب قدرت و شوكت خود را نخورند، زيرا چه بسا زورگويانى كه در كمال خوشى و آسودگى خاطر بودهاند و ناگهان خداوند بواسطه تعدى و ستمكاريشان آنها را نابود كرده است.
باب فخر و كبر
١-
حضرت على بن الحسين عليه السّلام فرمود: عجب است از تكبركننده بر خود بالنده، آن كس كه ديروز نطفه (بد بو و بىارزش) بوده، و سپس فردا مردارى (گنديده) است.
٢-
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم، فرمود: آفت حسب و شرافت بخود باليدن و خود بينى است.