ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٩٥ - باب محاسبه (و حساب كردن) عمل
آيد كوچك نيست (يا كوچك شمرده نشود) و آنچه در روز قيامت زيان رساند كوچك نباشد، پس در آنچه خداى عز و جل بشما آگاهى داده مانند كسى باشيد كه بچشم خود ديده باشد.
١٥-
حفص بن غياث گويد: شنيدم حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود: اگر بتوانى كه شناخته نشوى (و گمنام باشى) همان كار را بكن، چه باكى بر تو باشد كه مردم تو را نستايند؟ و چه باكى است تو را كه نزد مردم نكوهيده باشى در صورتى كه نزد خدا پسنديده باشى؟ سپس فرمود: پدرم على بن ابى طالب عليه السّلام فرموده خيرى در زندگى نيست جز براى دو نفر: (يكى) مردى كه هر روز كار خيرى (بر كارهاى خير گذشته) بيفزايد، و (ديگر) مردى كه مرگش را با توبه تدارك ببيند و كجا توبه تواند؟ بخدا سوگند اگر سجده كند تا گردنش بريده شود بجز با ولايت (و دوستى) ما أهل بيت، خداى تعالى توبهاش را نپذيرد.
آگاه باشيد آيا كيست كه حق ما را بشناسد و اميد ثواب بوسيله ما داشته باشد؟ و بخوراك نيم مد (كه تقريبا پنج سير است) در هر روز راضى باشد، و بدان چه از جامه كه عورتش را بپوشاند و سرش را در خود مستور سازد (خشنود باشد) با اينكه در همين اندازه هم ترسان و هراسان باشند، و دوست دارند بهرهشان از دنيا همان باشد و به همينسان خداى عز و جل آنها را توصيف كرده و فرموده است: «و آنان كه در راه خدا بدهند آنچه بآنها داده شده و دلشان ترسان است كه بسوى پروردگارشان بازگشت كنند» (سوره مؤمنون آيه ٦٠) سپس فرمود: چه چيز بآنها داده شده؟ بخدا سوگند بدانها- با اطاعت خدا- محبت و ولايت (ما خاندان) داده شد و با اين حال باز هم ترسانند، ترسشان شك و ترديد نيست، بلكه مىترسند مبادا در دوستى و فرمانبردارى از ما مقصر باشند؟.